#محمدتقی_جعفری

592 posts

Loading...
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 قسمت (8) 📌سؤال 59ـ تمايل مردم به انتشارات وقيحانه چگونه است؟ وايت: شما فکر می‌کنيد اگر هر چيزی را که هر کس با وضع وقيحانه‌ای نوشت و منتشر گرديد، آيا تمايل مردم را به آن امور زشت افزايش خواهد داد؟ راسل: به عقيده من آن را تقليل خواهد داد. مثلاً، در نظر بگيريد که اگر کارت پستال‌های منافی اخلاق مجاز باشد، در سال اول يا دوم مورد استقبال قرار می‌گيرند و سپس مردم از آن‌ها سير شده و هيچ کس مجدداً به آن‌ها نگاه نخواهد کرد. جعفری: البته اين مطلب آقای راسل، با آنچه که [امروزه در شرق و غرب] مشاهده می‌شود، مغاير است، زيرا انتشار صور نامناسب با اين که سال‌های طولانی است رواج دارد، با اين حال، علاقه مردم نسبت به آن‌ها روزافزون است، و نبايد فراموش کرد که در قرن گذشته، همين فکر را بعضی‌ها می‌کردند که اگر تا اندازه‌ای روابط ميان دو صنف مرد و زن توسعه داده شود، باعث سيری آن‌ها از همديگر خواهد شد، ولی می‌بينيم که به عکس انتظار، روز به روز علاقه شدت پيدا کرده، تا جايی که فعلاً بعضی کشورهای اروپايی و ديگر کشورها، به هيچ وجه قدرت جلوگيری از افراط در روابط جنسی را ندارند. 👈🏻مأخذ: جعفری، محمدتقی، «توضيح و بررسى مصاحبه برتراند راسل ـ وودرو وايِت»، صص 309ـ290، چاپ پنجم، سال 1390 عنوان اصلی کتاب : “Bertrand Russell Speaks His Mind” است که در ایران به نام: «برتراند راسل افکار خود را بیان می کند» ، ترجمه شده است. #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #روابط_جنسی #ازدواج
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 قسمت (7) 📌ادامه بحث از کتاب زناشويی و اخلاق، نوشته برتراند راسل: «من هيچ ترديدی در مؤثر بودن پيشنهادات ليندزی ندارم، و اگر قانون، آن را میپذيرفت، تأثير زيادی در بهبود اخلاق میكرد. ولی پيشنهادات ليندزی با تنفر و وحشت كليه جرايد آمريكا و كسانی كه به سن كمال رسيده اند، مواجه گرديد. او را ملامت كردند كه تقدس كانون خانواده را در معرض تطاول قرار داده، و ضمن موافقت با ازدواج ـ بدون نيت توليد نسل ـ عياشی را مجاز كرده است، و بالاخره او را متهم كردند كه در مورد روابط بيرون از ازدواج اغراق گفته و پاكی زنان آمريكا را در معرض بهتان قرار داده است. و متذكر شدند كه اكثر اشخاصی كه در تجارت و صنعت آمريكا كار میكنند، اشكالات جنسی را تا سن 30 و 35 تحمل میكنند. تمام اين اعتراضات بلند شد و من ميل دارم تصور كنم كه در ميان معترضين، اشخاص مؤمنی هم بوده اند. من انتقادات زيادی عليه قاضی ليندزی شنيدم و اين طور به نظرم رسيد كه دو دليل اساسی معترضين عبارت بود از: اولاً، پيشنهاد قاضی دنور را مسيح تصويب نكرده است. ثانياً، حتی پيشرفته ترين علمای خداشناس، آن را نپذيرفتند. ظاهراً دليل دوم ارجح بوده، و اين هم منطقی است، زيرا اولی صرفاً فرضی بوده و حدوث آن ممكن نبوده است و هرگز كسی در برابر من اظهار نكرده كه پيشنهادات ليندزی مخل سعادت افراد بشر خواهد بود، در نتيجه، من ناچار استنباط كردم كه اين امر (سعادت بشر) در نظر اخلاقيون ارزش ندارد...» زناشويی و اخلاق، برتراند راسل، صص 89 ـ 87 جعفری: اشكالات معترضين بر قانون ليندزی ـ همانطور كه آقای راسل متذكر شده است ـ بزرگترين لطمه را به حيثيت كسانی وارد میسازد كه از غير منطقی بودن آزادی رابطه جنسی نگرانی دارند و دم از ضرورت اخلاق و سعادت بشری میزنند و در عين حال نمیخواهند اين معما با خردمندانه ترين راه حل و فصل شود. تأسف در اين است كه بنا به نقل آقای راسل، حتی پيشرفته ترين علمای خداشناس آمريكا، با قانون سعادت آميز ازدواج موقت مخالفت ورزيده اند! مأخذ: جعفری، محمدتقی، «توضيح و بررسى مصاحبه برتراند راسل ـ وودرو وايِت»، صص 309ـ290، چاپ پنجم، سال 1390 ادامه دارد... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #روابط_جنسی #ازدواج
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_بیستم در مجموع، براى آمادگىِ حقيقىِ ملل به پذيرش اين حقوق جهانى، بايستى فرمول «انسان گرگ انسان است» را ـ كه «انسانِ بىمعنى در جهانى بىمعنى» را نتيجه مىدهد ـ با دلايل كافى، از صفحاتِ علمىِ بشريت حذف نمود. اگر متفكران علوم مذكور نتوانند فرمول مزبور را با استناد به دلايل كافى مردود بسازند، پيروانِ مخلصِ امثال «بورژيا» و «ماكياولى» و «هابس» در هر جامعه و دورانى، بلكه در هر مجموعهاى از مردم، آزادى و صلح را كه اساسىترين علت و انگيزه وضع و تنظيم حقوق جهانى بشر است، بر مبناى خواستههاى خود تفسير و توجيه نموده، همه ارزشها و اصول انسانيت را وسيلههايى براى اهداف خود مىشناسند كه عنصرِ فعالِ مغزِ آنان چيزى جز اين نيست: «من هدف، ديگران وسيله»!! همين جريانِ ارزشسوز بود كه در امتداد تاريخ، ميليونها قربانى گرفته و اينبار در انتظار ميلياردها قربانى است. اين همان جريانِ خانمانسوز است كه حتى گاهى خوشبينترين متفكران را مضطرب مىسازد و آرامش آنان را بر هم مىزند. مولوى با اين كه از پرنشاطترين و خوشبينترين متفكران و عرفاى قرون و اعصار است ـ زيرا عرفان مثبت به طور كلى ملازم خوشبينى است ـ با اين حال، هنگامى كه اين جريان را مىبيند، با كمال ناراحتى مىگويد: چون ندارد كس غمِ تو ممتحن خويش كارِ خويش بايد ساختن آدمى خوارند اغلب مردمان از سلام عليكشان كم جو امان خانه ديو است دلهاى همه كمپذير از ديوْ مردم دمدمه صد هزار ابليس لاحول آر بين آدما، ابليس را در مار بين دَم دهد، گويد تو را اى جان دوست تا چو قصّابى كَشَد از دوست، پوست دَم دهد تا پوستت بيرون كشد واى آن كز دشمنان افيون چشد سر نهد بر پاى تو قصّاب وار دَم دهد تا خونْت ريزد زار زار در زمينِ مردمان خانه مكن كارِ خود كن، كار بيگانه مكن (مثنوى، دفتر دوم) همچنين، آلفرد نورث وايتهد با مشاهده اين جريان، غمگسارانه مىنويسد: «طبيعت بشرى، آنچنان پيچيده و گره خورده است كه ارزش آن برنامه كه روى كاغذ براى اصلاح اجتماعى نوشته مىشود، در نزد حاكمان، با ارزشِ همان كاغذِ باطل شده هم برابر نيست». (سرگذشت انديشهها Adventures of Ideas، متن انگليسى، ص 31. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 63 و 64 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_نوزدهم همانگونه كه اشاره كرديم، ما هرگز نمىتوانيم با اِعمال قدرت و استعلا، به ملل و جوامع دنيا دستور بدهيم همه امتيازات و اختصاصات خود را الغا نمايند و نيز نمىتوانيم بگوييم: اقوام و ملل دنيا از روى تعبد، اختصاصات خويش را رها كرده و خود را به اجراى مواد اين اعلاميه جهانى موظف بدانند! و كسى نمىتواند به اين پيشنهاد اعتراض كند كه در بيانِ موادِ حقوقى، رسم بر اين است كه مباحث روانشناسى و اخلاقى و فلسفى و مذهبى و سياسى و تاريخى و حتى فلسفه خود حقوق موردى ندارد. آرى، اين اعتراض صحيح نيست، زيرا چنانكه گفتيم، حقوق جهانى، غير از قوانين و حقوقِ خاصِ هر يك از ملتهاست كه اشتراكِ افراد آنها در تاريخ، محيط، اخلاق، مبانىِ مذهبى و فرهنگى و جغرافى و غير ذلك، پذيرشِ نظامِ حقوقىِ خاص را ايجاد مىكند و در وضع و تنظيم آن نظام حقوقى، نيازى به اشتراك مساعىِ دانشمندان و محققان رشتههاى مختلف علوم انسانى وجود ندارد. ارائه اين حقوق جهانى، بدون آماده كردنِ زمينه پذيرشِ وحدت در ارزشها و آمال و مبدأ و مسير حركت و هدفِ اعلاى حيات، اگر به كلى بىاثر نباشد، ارزش ناچيزى خواهد داشت. آماده كردن يك چنين زمينهاى بدون از بين بردن نظرياتِ ارزشىِ امثال سزار بورژيا و ماكياولى و توماس هابس درباره انسان و انسانيت، امكانپذير نخواهد بود. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 62 و 63 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#اطلاع_رسانی 👈درصورت مشکل درگاه خرید اینترنتی آثار ، لطفا جهت سفارش با انتشارات ارمغان طوبی، نمایندگی مؤسسه تماس بگیرید. ✅امکان ارسال برای سراسر کشور وجود دارد. تهران: 02166959945 #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری
ارتباط انسان - جهان(۳ جلدی) تالیف: محمد تقی جعفری نشر دار الکتب الاسلامیه چاپ اول ۱۳۳۴ جلد اول ۲۶۹ صفحه جلد دوم ۲۶۲ صفحه جلد سوم ۲۶۳ صفحه (مصور) ۱۴۰ تومان @jalalodinghotbylibrary #ارتباط_انسان_جهان #محمدتقی_جعفری #محمد_تقی_جعفری
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_هجدهم جاكسون پس از اين جملات، وحدتِ ابعادِ حيات انسان را در قانون اسلام به ترتيب زير بيان مىكند: «ولى بر عكس آن، در قوانين اسلامى، سرچشمه و منبع قانون، اراده خداست؛ ارادهاى كه به رسول او محمد(ص) مكشوف و عيان گرديده است. اين قانون و اين اراده الهى، تمام مؤمنين را جامعه واحدى مىشناسد، گرچه از قبايل و عشاير گوناگونى تشكيل يافته و در مواضع و محلهاى دور و مجزا از يكديگر واقع شده باشند. در اينجا، مذهب نيروى صحيح و سالمِ التصاقدهنده جماعت مىباشد، نه مليت و حدود جغرافيايى. در اينجا خود دولت هم مطيع و فرمانبردار قرآن است و مجالى براى قانونگذار ديگرى باقى نمىگذارد، چه رسد به آن كه اجازه انتقاد و شقاق و نفاق بدهد. به نظر مؤمن، اين جهان دهليزى است به جهان ديگر كه جهانِ بهتر باشد، و قرآن قواعد و قوانين و طرزِ سلوكِ افراد را نسبت به يكديگر و نسبت به اجتماع آنها معين مىكند، تا آن تحول سالم را از اين عالم به عالم ديگر تأمين نمايد. غير ممكن است تئورىها و نظريات سياسى و يا قضايى را از تعليمات پيامبر تفكيك نمود؛ تعليماتى كه طرز رفتار را نسبت به اصول مذهبى و طرز زندگى شخصى و اجتماعى و سياسىِ همه را تعيين مىكند ...» (حقوق در اسلام، مجيد خدّورى، هربرت ج. ليسبنى، ترجمه زينالعابدين رهنما، ص «ج» از مقدمه.) با در نظر گرفتنِ ضرورتِ هماهنگى و اتحادِ همه ابعاد انسان در «حيات معقول»، مادامى كه اين ضرورت تأمين نشده باشد، توقعِ تشكلِ اجتماع از افرادى كه با برخوردارى از «حيات معقول»، بتوانند با كمال هماهنگى و اتحاد، حقوق يكديگر را با وجدانِ آزاد بشناسند و بپذيرند، امكانناپذير به نظر مىرسد، چه رسد به اين كه جوامع و كشورهاى متنوع دنيا با نژادها، رنگها، فرهنگها، محيطها و اخلاقيات و مذاهب و حقوق بسيار مختلف، با يكديگر متشكل شوند و «اعضاى يك خانواده» باشند و با «روح برادرى» با يكديگر رفتار نمايند! حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 61 و 62 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_هفدهم دو نكته بسيار مهم را كه در اين مطالب متذكر شديم، مىتوان در قسمتهايى از مقدمهاى كه رابرت هوگارت جاكسون (دادستان اسبق ديوان كشور ممالك متحده آمريكا) بر كتاب حقوق در اسلام نوشته، مطالعه نماييم: نكته يكمـ تجزيه قاطع در ابعاد بسيار با اهميت و پيوسته به همِ حيات انسانى در قانون آمريكا مىباشد، در صورتى كه اين ابعاد در فقه اسلامى، متشكل و متحد منظور شده است. وي ميگويد: «قانون در آمريكا فقط يك تماس محدودى با اجراى وظايف اخلاقى دارد. در حقيقت، يك شخص آمريكايى در همان حال كه ممكن است يك فرد مطيع قانون باشد، ممكن است از حيث اخلاق نيز يك فرد پست و فاسدى باشد». (حقوق در اسلام، مجيد خدّورى، هربرت ج. ليسبنى، ترجمه زينالعابدين رهنما، ص «ج» از مقدمه.) او در همين مقدمه مىگويد: «از اينرو، قانون ما در آمريكا تكاليف مذهبى را معين نمىكند، بلكه در حقيقت، هشيارانه آنها را حذف مىكند». (همان) البته ما مىدانيم كه اين تجزيه ابعاد اخلاقى و مذهبى و حقوقىِ انسان، مختص آمريكا نيست، بلكه كشورهاى غرب و شرق نيز معمولاً اين تجزيه در قانون را انجام مىدهند. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 61 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_شانزدهم به همين جهت است كه بايد تلاش و تكاپوى مستمرى نسبت به شناساندن ضرورت و ارزشِ امثال اين حقوق و آزادىهاى معقول براى خودِ سياستمداران صورت بگيرد، زيرا احساسِ لزومِ وضعِ امثال اين حقوق، در حقيقت هشدارى است به همه پيشتازان حقوقى، اقتصادى و سياسىِ جوامع بشرى كه بدانند پا به پاى حقوقِ تأمينكننده همزيستىِ طبيعىِ انسانها، جانهاى آدميان نيز حقوقى دارند كه اگر ادارهكنندگان جوامع بخواهند به انسانها و در تاريخ انسانها حكومت كنند ـ نه به يك مشت جاندارِ بىاختيار و ناآگاه ـ بايد حقوقِ جانهاى آدميان را نيز مراعات نمايند. يكى از بزرگترين اشكالاتِ به وجود آمدنِ «حُسن تفاهم مشترك» ميان اقوام و ملل، گسيخته شدن و تجزيه وحدتِ شئونِ حياتِ آدميان است كه نه تنها موجب از دست دادن «حُسن تفاهم مشترك» ميان اقوام و ملل گشته، بلكه باعث از بين رفتن آن روحيه مقدس از مردمِ يك جامعه شده و همه را از يكديگر بيگانه ساخته است. يعنى تجزيه بُعد اخلاقى از بُعد حقوقى و تجزيه آن دو از بُعد اجتماعى و تجزيه آن سه از بُعد سياسى و تجزيه آن چهار بُعد از بُعد علمى و تجزيه آن پنج بُعد، از بُعد فلسفى و هستىيابى و تجزيه همه آنها از مذهب، انسان را از خود و ديگران بيگانه ساخته است. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 60 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_پانزدهم تجاربِ تاريخى به خوبى اثبات كرده كه وضع و تدوين يك نظامِ حقوقىِ والا، مستلزمِ ضرورىِ اجراى واقعىِ آن نبوده و نيست. علت عمده اين عدم اجرا، دو چيز است: يكى تبعيض، ديگرى عدم آمادگى اجتماعى. به اين جهت است كه وضع و تدوينِ عالىترين حقوق براى جامعهاى كه افراد آن از نظر تعليم و تربيت براى پذيرش و عمل به آن آمادگى نداشته باشند، درست مانند ساختن يك كاخ بسيار مجلل و باشكوه در قله يك كوه آتشفشان است. از اينرو، ضرورى است براى آماده كردن همه جوامع بشرى براى پذيرش و اجراى واقعى حقوق جهانى، يك رشته اصول روانى و اخلاقىِ مشترك به همگان تعليم داده شود. بىجهت نيست كه اسلام براى تعليم و تربيتِ اخلاقىِ انسانها براى پذيرش و عمل به حقوق، عموماً اهميت حياتى قائل شده است. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 56 و 57 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
👈پاسخ استاد حجةالاسلام قادر فاضلی درباره تحریف سخنان علامه جعفری در مورد جلال الدین محمد مولوی و مثنوی https://www.aparat.com/v/ujXIi #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #مثنوی #مولوی
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_چهاردهم تفسير در حوزه ارزش‌ها، نخستين حق انسان بسيار بجا و مناسب بود پيش از بيان علل و انگيزه‌هاى وضع اعلاميه جهانى حقوق بشر و مواد آن، تحقيقى لازم و كافى درباره انسان انجام مى‌گرفت تا معلوم شود منظور از «انسان» در اين اعلاميه كيست و يا چيست؟ آيا همان انسانى است كه پيامبران آن را براى ما توصيف نموده و گفته‌اند: موجودى است داراى شرف و حيثيت و كرامت ذاتى كه با حكمتِ بالغه خداوندى به وجود آمده و رهسپار يك هدف اعلاست كه با مسابقه در «خير» و «كمال» به آن هدف خواهد رسيد، مگر اين كه خود انسان اين ارزش را از خود منتفى بسازد و هر كس به اين انسان اهانت نمايد و حقوق او را ناديده بگيرد، با مشيت خداوندى در مقام مبارزه برآمده است؟ يا انسانى است كه «توماس هابس»ها و «ماكياولى»ها تعريف نموده و گفته‌اند: «انسان گرگ انسان است و هيچ حقيقت ارزشى در وجود انسانى واقعيت ندارد؟» و به عبارت ديگر: انسان هيچ ارزشى را از خدا و هستى خارج از خويشتن ندارد، از اين‌رو طبيعتاً خودخواه و خودكامه و نيرنگ‌باز است و در عبارت كلى‌تر: موجودى خودمحور است كه منطقى جز اين ندارد: «من هدف، ديگران وسيله»! حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 55 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_سیزدهم نظريه سوم در توضيح نظريه سوم، دو مطلب را بيان مى‌كنيم: مطلب يكم‌ـ به نظر مى‌رسد، انگيزه و عاملِ اصلىِ وضعِ اين حقوق جهانى، دركِ لزومِ ابراز احساسات و ابراز علاقه جدى به شئون و اصولِ ارزشىِ انسان و تقليل دردهاى متنوعِ او باشد كه در اثر تزاحم و تضادهاى خانمان‌سوز ميان بنى‌نوع انسان‌ها در جريان مى‌باشد؛ خصوصاً دردها و تيره‌روزى‌هايى كه پس از جنگ جهانى دوم دامن‌گير جوامع بشرى گشت و همه جوامع را ـ چه قوى و چه ضعيف ـ در خود فرو برد. در تحقيق يكايكِ علل و انگيزه‌هاى وضع اين حقوق بشر، خواهيم ديد علاوه بر ابراز علاقه به رهايى از تزاحم و جنايات وقيح، اظهار علاقه به وصول انسان‌ها به آزادى و صلح و صفا نيز منظور تدوين‌كنندگان اين حقوق بوده است و چنان ‌كه در مقدمه نيز متذكر شده‌اند، تأمينِ جهانىِ ارتباطاتِ انسان‌ها با هم‌نوعان ـ كه مى‌توان گفت علتِ منطقىِ به وجود آمدن آزادى و صلح و صفا مى‌باشد ـ پايه و اساس اين سلسله از حقوق منظور شده است. بنا بر اين، با نظر به ابراز اين هدف‌گيرى‌ها و پايه و اساس آن، مى‌توان گفت: زمينه اعلاميه جهانى حقوق بشر تا حدود قابل توجهى اصلاح روابط انسان‌ها را در بر دارد و اميد است با مقدارى اصلاحات اساسى و تفسيرهاى منطقى و اِعمال توجيه‌هاى عالى در اين نظام حقوقى و نيتِ پاكِ متصديان و عدم تبعيض در اجرا، يكى از آرمان‌هاى اعلاى بشرى تحقق پيدا كند. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 52 و 53 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
🔴 #اطلاعیه مهم 🔹تکرار ماجرایی تلخ از خودسوزی و جامعه سوزی؛ روایتی از سال ۱۳۴۸ شمسی تا امروز اخیراً در برخی محافل سخنرانی و فضای مجازی، مطلبی کذب و دروغ را به ساحت استاد محمدتقی جعفری نسبت داده‌اند که ایشان از تحقیق و تفحص و نگارش مثنوی مولوی پشیمان بوده‌اند. متأسفانه عده‌ای که از هوش و فراست کافی برخوردار نیستند، به طور آگاهانه و ناآگاه، از آغاز نگارش تفسیر مثنوی توسط علامه جعفری در سال 1348، همواره در راه تخریب افکار و شخصیت ایشان و دیگر متفکران و صاحب‌نظرانی که در این وادی گام گذاشته اند، تلاش می‌کنند. این افراد برای توجیه دروغ خود، فیلمی را هم از ایشان منتشر کرده اند که پاسخ آن به اختصار چنین است: اولاً، فیلمی که در فضای مجازی پخش شده ، قطعه‌ای بریده از جلسه سخنرانی ایشان در یکی از روزهای ماه محرم سال 1376 است که اتفاقاً استاد در این جلسه اشاره کردند که بسیاری از افراد سؤال می‌کنند: آیا ما هم می‌توانیم مثنوی را مطالعه کنیم؟ استاد در پاسخ این سؤال گفته اند: افراد در مقابل این کتاب، سه گروه هستند: گروه اول، کسانی هستند که معلومات آنان شکل گرفته و واقعاً اطلاعات قوی دارند و شخصیت‌شان اشباع شده است. برای آنها لازم است که مثنوی را ببینند، زیرا اشتباهات و مطالب حقیقی آن را می‌فهمند و برایشان مفید خواهد بود. گروه دوم، کسانی هستند در حد متوسط که اطلاعات آنان خیلی قوی نیست، اما علاقه دارند که حتماً مطالعه کنند. اینها نباید بدون راهنما وارد شوند، زیرا نوسانات مثنوی خیلی تند است. گروه سوم، کسانی هستند که از اطلاعات علمی بسیار محدود برخوردار بوده و فقط زیبایی داستان‌های مثنوی برایشان جالب است. این‌گونه افراد هرگز نباید مثنوی را مطالعه کنند، زیرا جواب مشکلاتی را که بعداً برایشان پیش خواهد آمد، باید خودشان مهیّا کنند. همان‌گونه که ملاحظه فرمودید، هیچ ندامت و پشیمانی در این سخنرانی دیده نمیشود و ایشان هرگز از نگارش این مجموعه احساس پشیمانی نداشته و بلکه تلاش این سه گروه را مقدمه‌ای بر فهم مثنوی دانسته‌اند. افرادی سودجو و ناآگاه فقط به برداشت گروه سوم اشاره کرده و از قول ایشان گفته اند که مثنوی نباید خوانده شود!!!!! قابل ذکر است که در بیشتر آثار علامه جعفری، خصوصاً ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، که مجلدات پایانی آن در اواخر عمر شریفشان نگاشته شده است، حاوی بسیاری از ابیات جلال الدین محمد #مولوی ، با استناد به #مثنوی و دیوان شمس تبریزی است. /ادامه 👇 #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_دوازدهم با استنتاج از مطالب مذكور مى‌توان گفت: تصويب‌كنندگان اعلاميه حقوق بشر، نيت صادقانه‌اى در جهت ارتقاء و تعالى حقوق بشر نداشته و به احتمال زياد هنوز هم ندارند و اين اعلاميه، صرفاً تحت تأثير جوّ ايده‌آليستىِ حاكم بر افكار عمومى در كشورهاى غربى و فشار آن‌ها در سانفرانسيسكو ـ آن هم بدون ضمانت اجرايى ـ به تصويب رسيده است. گرچه تصويبِ سريعِ اعلاميه حقوق بشر تحسين همگان را برانگيخت و حتى برخى از صاحب‌نظران، آن را بزرگ‌ترين توفيق سازمان ملل قلمداد كردند، ولى سهولت توافق درباره اعلاميه، بى‌دليل نبود، زيرا كشورهايى كه در مجمع عمومى اجتماع كرده بودند، به خوبى مى‌دانستند سندى را تصويب مى‌كنند كه قانوناً الزام‌آور نيست. به همين دليل، مجمع عمومى، اعلاميه را به عنوان يك آرمانِ مشترك ـ كه حصول آن مطلوب است ـ تعريف كرد و به قول بانو روزولت، رئيس كميسيون حقوق بشر: «اعلاميه، يك عهدنامه و يا موافقت‌نامه بين‌المللى نيست و تعهد قانونى ايجاد نمى‌كند، بلكه بيان يك جمله از حقوقِ ناگسستنىِ بشر است كه حصول آن براى تمام مردم دنيا مطلوب تلقى مى‌گردد». (Inis claude: op. cit, p. 64.) به عبارت ديگر: وسيله اي براي فريب دادن و خام كردن مردم دنيا و دلخوش كردن آنها به تصويب؛ چيزي كه مطلقاً ارزش اجرايي ندارد. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 51 و 52 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_یازدهم در كنفرانس سانفرانسيسكو، زمانى كه نمايندگان دولت‌هاى مختلف براى تهيه منشور ملل متحد جمع شده بودند، نمايندگان احزاب و جمعيت‌هاى غير دولتى نيز از كشورهاى مختلفِ زمين گرد آمده، به نمايندگى از طرف ميليون‌ها تن از مردم جهان، در اين خصوص كه پيشنهادات كنفرانس دومبارتن اوكس ـ كه اشاعه و تأمين حقوق بشر به عنوان بزرگ‌ترين هدف ملى و بين‌المللىِ دنياى بعد از جنگ اعلام شده بود ـ كافى نيست، به كنفرانس فشار آوردند و اصرار ورزيدند نه تنها اصلاحاتى در آن به عمل آيد، بلكه براى تصريح موارد آن و ضمانت اجرايىِ آن چاره‌اى بينديشند. (حقوق بشر و سير تكاملى آن در غرب، مهدى ابو سعيدى، ص 248 و 249). بر اين اساس، كشورهاى كوچكِ عضوِ كنفرانس اصرار ورزيدند مسأله حفظ و حمايت حقوق بشر مورد تأكيد بيشتر قرار گيرد و از جمله دولت پاناما پيشنهاد كرد در متن منشور يك اعلاميه حقوق گنجانده شود. اين پيشنهاد با مخالفت شديد چهار كشور بزرگ، از جمله آمريكا قرار گرفت، (تحولات سازمان ملل، دكتر مقتدر، ص 192) زيرا آن‌ها مايل نبودند در زمينه حقوق بشر اختيارات وسيعى به سازمانِ بين‌المللىِ جديد تفويض كنند و قرار بر اين شد كه كميسيون حقوق بشر، پس از تشكيل، به تهيه طرحِ منشورِ جهانىِ حقوق بشر بپردازد. در نتيجه، كنفرانس سانفرانسيسكو مواد منشور راجع به حقوق بشر را به عمد ابهام‌آميز برگزار كرد و حتى برخى از صاحب‌نظران، و از آن جمله كِلْسِن، اظهار نمودند: اعضاى سازمان ملل با امضاى منشور ـ در حقيقت ـ تعهدى در زمينه حقوق بشر به عهده نگرفته‌اند. (همان، ص 198). به گفته اينيس كلود: «امتيازاتى كه به افكار عمومىِ ايده‌آليستيكى در منشور سازمان ملل داده شد، چيزى بيش از يك دكوراسيون لغوى نيست، نه اين كه طرحى براى ايجاد سازمان جديد براى تقويت آرمان‌ها ارائه شود. فشارى كه براى اختصاص دادن سازمان ملل به عنوان مرجع صالح در زمينه حقوق بشر وارد آمده بود، تنها با رجوع مكرر در منشور به هدف ارتقاى حقوق بشر شد، نه اين كه يك مرجع و مقام روشن و ابزارى مؤثر براى توسعه يك ضمانت بين‌المللىِ حقوق انسانى فراهم آمده باشد». (همان، ص 200). حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 50 و 51 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 قسمت (۶) 📌آقای راسل در كتاب درك تاريخ، در صفحه 31 چنين میگويد: «ولی با در نظر گرفتن اين آزادی غير منطقی كه در مسأله رابطه جنسی برای بعضی ها خيلی خوب جلوه كرده است، اغلب دخترهای بعضی از كشورهای اروپايی و عده زيادی از زنهايشان منصب كاترين را اشغال نموده اند.» جعفری: در اينجا باید به يك مشكل مهم توجه كنيم: در نتيجه مشكلات زيادی از قبيل گذراندن دوران دبيرستان و دانشگاه و يا فقدان بودجه كافی، اغلب جوانان نمیتوانند به ازدواج دائمی و مشروع اقدام كنند و تحمل ناراحتیهای جنسی هم فوق العاده دشوار است و تأكيد میكنم كه اين مشكل را نمیتوان نديده گرفت، و حقيقتاً تا اين مشكل حل نشود، جلوگيری از آزادی رابطه جنسی دشوار و بلكه امكان ناپذير به نظر میرسد. ولی با در نظر گرفتن اينكه در دين اسلام (مذهب شيعه اثنی عشری) برای رفع اين مشكل، ساده ترين و منطقی ترين راه را پيشنهاد میكند، اين مشكل نيز حل خواهد شد. در دين اسلام يعنی مذهب اثنی عشری، ازدواج بر دو قسم است: 1ـ دائمی، همان ازدواجی است كه ملل عالم همگی به آن عمل نموده و روی آن پايه، خانواده تشكيل داده و توالد و تناسل میكنند. 2ـ موقتی، ازدواجی است كه از چند لحظه گرفته تا هفتاد و هشتاد سال و نود سال، میتواند مدت داشته باشد. اين ازدواج به اندازه ای سهل و آسان است كه هم از حيث عدد و هم از حيث نداشتن مخارج و اختياری بودن تعيين مدت در هر زمان و مكانی قابل تحقق است. بدينسان، ما میبينيم با يك شرايط محدودی میتوانيم فشار جنسی را برطرف ساخته و نگذاريم كه از قلمرو انسانی و حقوق بيرون رفته و آسيبی به ديگران برساند. بنده گمان میكنم آقای راسل هم موافقت كنند كه اگر ما بتوانيم چنين مشكلات و امثال آن را با قانون و اصل حل و فصل كنيم، نوبت به آن آزادی كه آسيبش به ديگران هم وارد خواهد شد، نخواهد رسید./ادامه #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #برتراند_راسل #راسل #ازدواج #روابط_جنسی
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 قسمت (۵) 📌۲. در اثر آزادی رابطه جنسی، افراد حاضر نخواهند شد به ازدواج تن داده و خانواده منظمی تشكيل دهند، زيرا اگرچه هدف و سنت اصلی دستگاه حيوانات به طور كلی بقای نسل است، ولی میدانيم كه غالب افراد برای اشباع غريزه جنسی اقدام به عمل مجانست میكنند، و اين رابطه جنسی از آن وسايلی است كه با روش غير منطقی افراد، خود هدف را به بوته فراموشی سپرده است. به همين جهت، نظامهای خانوادگی كه ريشه اصلی و زيربنای اجتماعات هستند، نمیتوانند خدمات در حد انتظار را به طور صحيح ارائه دهند. پس هنگامی كه جوانی که ازدواج نكرده است، احساس كرد كه میتواند فعاليت غريزه جنسی خود را آزادانه به نتيجه برساند، او هرگز به تشكيل خانواده كه تا اندازه معينی او را محدود میسازد، اقدام نخواهد كرد. اما آسيب آزادی جنسی در اينجا خاتمه پيدا نمیكند، بلكه اين آزادی برای خانواده های تشكيل يافته نيز عواقب خطرناكی ايجاد خواهد نمود، زيرا زنِِ قانونی مردی كه مورد تمايل ديگری واقع شد و مانع رسمی هم از عمل جنسی نداشت، خواه اين عمل انجام بگيرد و خواه در قلمرو روانی منحصر شود، عشق و محبتی كه مابين زوج قانونی وجود داشت، بدون شك به كينه توزی و بدبختی زن و مرد منجر گشته، بلكه گاهی هم تا مرز جنايت پيش خواهد رفت، و میدانيم كه جلوگيری از اين زيان بزرگ بدون محدود ساختن قانونی روابط جنسی عملی نخواهد شد. ۳. مسلماً آزادی غير منطقی زنان اگرچه ظاهر فريبنده ای دارد و هر چند امروزه در اغلب محافل كه عده ای هم مشغول فلسفه بافی درباره نامحدود ساختن صنف زنان هستند، ولی بايد در نظر بگيريم كه: رابطه منطقی و طبيعی زن و مرد را مشوّش میسازيم، زيرا آزادی غير منطقی زن باعث تحريك و تمركز قوای روانی در غريزه جنسی و نمودهای طبيعی او شده و ارزش شخصيتهای هر دو صنف را كه ممكن است از ناحيه علم و اخلاق و ساير اصول عاليه انسانی منعقد گردد، از بين میبرد. مأخذ: جعفری، محمدتقی، «توضيح و بررسی مصاحبه برتراند راسل ـ وودرو وايِت»، صص 309ـ290، چاپ پنجم، سال 1390 ادامه دارد... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #برتراند_راسل #راسل #ازدواج #روابط_جنسی
در نتیجه تتبّع و تحقیق لازم و کافی در عقاید مسیحیت درباره خدا ، میتوان سه گروه عمده را در نظر گرفت : گروه یکم مردم عامی ، مسلم است که این گروه مانند عامیان در ادیان و ایده ئولوژی های دیگر ، از یک درک اجمالی درباره معتقدات خود برخوردار بوده و تفصیل و دقت کاری های دیگر را بعهده پیشروان خود انداخته ، با حالت تقلید از آن پیشروان ، خود را قانع می سازند ، مسلم است که در اذهان مردم عامی مسیحیت نیز مفهومی از خدا دریافت شده و با گرایش و توجّه به آن و با بجا آوردن اعمالی برای تقرب به آن ، شکوفائی و رضایت روحی دارند ، لذا حکم قطعی به مشرک بودن آنان صحیح نیست . گروه دوم متفکران و کسانی که از رشد مغزی در مسائل فلسفی و دینی برخوردارند ، تا آنجا که ما توانسته ایم با عقاید و سخنان این گروه چه در قلمرو ادبیات و چه در قلمرو فلسفه ها ، مخصوصا در دوران های پس از رنسانس آشنایی پیدا کنیم ، اکثریت قریب به اتفاق آنان را یگانه پرست می بینیم ، اینان موضوع تثلیث را یا منکرند و یا مسکوت می گذارند و خارج از حیطه درک قرار می دهند . گروه سوم اشخاصی هستند که یکی از سه نظریه را درباره تثلیث که در مبحث گذشته مطرح کردیم ، می پذیرند . اینان هستند که از جاده توحید منحرفند . علامه جعفری رحمة الله علیه ، #تفسیر_نهج_البلاغه ،جلد ٢ #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #مسیح #حضرت_مسیح #حضرت_عیسی #کریسمس
در قرآن مجید وجود حضرت مسیح علیه السلام با عالی ترین بیان توضیح داده شده و کسانی که آن پیامبر برگزیده را شریک در الوهیت یا جایگاه حلول و تجسم خداوندی قرار داده اند ، توبیخ شدید شده اند . از آنجمله : لَقَدْ كَفَرَ الَّذینَ قالُوا اِنَّ الْلَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ اِلهٍ اِلاَّ اِلهٌ واحِدٌ وَ اِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ اَلیمٌ . ‌‌‏(کسانی که گفتند : خداوند سوم سه موجود است ، قطعا کفر ورزیدند ، خدایی جز خداوند یگانه وجود ندارد و اگر اینان از گفتارشان خودداری نکنند ، به آنانکه از مسیحیان کفر ورزیده اند ، عذاب دردناکی خواهد ‌‌‏رسید) المائدة آیه ٧٣ لَقَدْ كَفَرَ الَّذینَ قالُوا اِنَّ الْلَّهَ هُوَ الْمَسیحُ بْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسیحُ یا بَنی اِسْرائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبىّ وَ رَبَّكُمْ اِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلْظالِمینَ مِنْ اَنْصارٍ . ‌‌‌‌‏(آنان که گفتند : خدا مسیح بن مریم است ، قطعا کفر ورزیدند . و مسیح گفت : ای بنی اسرائیل خدایی را که پروردگار من و شما است بپرستید و هر کس برای خدا شریک قرار بدهد ، خدا بهشت را برای او حرام نموده و منزلگه نهایی او آتش است و برای ستمکاران یاورانی وجود ‌‌‌‌‏ندارد) علامه جعفری رحمة الله علیه ، #تفسیر_نهج_البلاغه ،جلد ٢ #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #مسیح #حضرت_مسیح #حضرت_عیسی #کریسمس
#Jesus_Christ is quoted to have said: " s/he who is not born for the second time s/he will not enter the kingdom of heavens". By second birth Jesus refers to the beginning of voluntary self_building. Explanation: the first birth of man is human natural birth from a mother and a father. By this birth man embarks upon the path of evolutionary determinism and continues his natural movement via a mass of natural laws. By this birth and movement man neither enters the realm of values nor he ever acquires the ability to acquaint himself with the transparent layers and noble aspects and principles of man and nature. The entrance of human individuals into the mentioned realm and acquisition of this acquaintance begins when man starts to build himself. This is what we call it voluntary birth and by this, Jesus takes form. This is the very inception of the season of entering the kingdom of heavens and beholding divine beauty and majesty. Since then the truth of justice reveals its sacred face to man and avoiding carnal pleasures for the sake of pursuing intelligible life makes its real taste perceptible ... Yes, by entering this stage the becomes qualified to behold the kingdom of heavens and discovers majesties beneath the appearances. M. T. J’afari , A commentary of #Nahjulbalagheh , vol. 8 Merry #Christmas #allameh_jafari #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #کریسمس #حضرت_مسیح #حضرت_عیسی
روایتی است از حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام که فرموده است : لا یرد ملکوت الرب الاعلی من لم یولد مرتین ‌‌‏(کسیکه دوبار متولد نشود ، به ملکوت پروردگار اعلا وارد ‌‌‏نمیگردد) . مقصود از تولد دوم انسان عبارتست از آغاز خودسازی اختیاری . توضیح اینکه تولد نخستین آدمی همان زاییده شدن طبیعی او است از پدر و مادر . انسان با این تولد نخستین از یک جریان جبر تکوینی عبور میکند و در میان انبوهی از قوانین طبیعت به حرکت طبیعی خود ادامه میدهد . انسان با این تولد و حرکت نه وارد منطقه ارزشها میشود و نه توانائی آشنائی با سطوح شفاف و ابعاد و اصول عالی انسان و طبیعت را دارا میباشد . ورود انسانها در منطقه مزبور و تحصیل توانائی آشنائی مذکور ، از موقعی شروع میشود که انسان شروع به خودسازی مینماید . این است تولد اختیاری و اینست آغاز من هستم و از همین موقع فصل ورود به ملکوت و مشاهده جمال و جلال الهی شروع میشود . از این هنگام حقیقت عدالت چهره ربانی خود را به انسان نشان میدهد و گذشت از لذایذ در راه پیشبرد حیات معقول انسانها ، طعم واقعی خود را قابل درک میسازد . آن نور الهی که در مباحث پیشین مطرح کرده بودیم از این افق سرمیکشد . بلی با ورود به این مرحله است که آدمی شایستگی رؤیت ملکوت جهان را دارا میشود و از ظواهر عالم خلقت به عظمت های عالم امر نفوذ پیدا میکند . علامه جعفری رحمة الله علیه #تفسیر_نهج_البلاغه جلد ٨ #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حضرت_عیسی #حضرت_مسیح #کریسمس میلاد حضرت مسیح (ع) را تبریک عرض مینماییم
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_دهم در چنين شرايطى بود كه روزولت، تزِ تحت‌الحمايگى در صحنه بين‌المللى را ارائه داد. او اعلام داشت: اين حق كشورهاى بزرگ است كه به عنوان برادران بزرگ‌تر خانواده بشرى، نسبت به اِعمال قدرت و تنبيه كشورهاى كوچك‌تر كه به اصطلاح بخواهند صلح جهانى را به خطر بيندازند، اقدام نمايند. اعتقاد وى اين بود كه چهار كشور بزرگ؛ آمريكا، انگليس، روسيه شوروى و چين بايد نقش قيّم را بر عهده گيرند. روزولت در اين رابطه در سال 1941 چنين نوشت: «در جهانِ پر از هرج و مرجِ فعلى نمى‌توان تصور كرد كه در چنين شرايطى بشود تجديد سازمان جامعه ملل را توصيه نمود، زيرا به خاطر وسعت و اندازه آن، دچار مخالفت‌ها و بلا تصميمى‌ها مى‌گردد ... دليلى وجود ندارد كه چرا اصل تحت‌الحمايگى و قيموميّت در امور خصوصى نبايد در زمينه بين‌الملل اعمال شود. قيموميّت بر پايه اصولِ ارائه خدماتِ غير خودخواهانه قرار دارد. در هر دوره‌اى تعداد زيادى بچه‌ها هستند كه در ميان ملت‌هاى جهان، در رابطه با خود و با ساير ملت‌ها و مردم، نياز به قيّم دارند؛ همان طور كه بسيارى از ملت‌ها و مردم بزرگ‌تر وجود دارند كه بايد سر جاى خود نشانده و در جهت خير هدايت شوند». ( John Lewis Gaddis:, 1972, P. 24. The Us and the Origins of Cold War) از طرف ديگر، براى فريب و جلب رضايت كشورهاى كوچك جهان، آن‌ها به طريقى بايد دخالت داده مى‌شدند تا اولاً ناديده گرفته نشوند و ثانياً در اداره جامعه جهانى نقش اجرايى نداشته باشند. روزولت در اين مورد اظهار داشت: «من با ايجاد يك مجمع جهانى كه امكان بحث تمام و كمال را فراهم نمايد، مخالفتى ندارم، مشروط بر آن كه مديريت آن با قدرت‌هاى بزرگ باشد». (Ibid. p. 25.) حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 49 و 50 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_نهم ب ـ اين كشور كه شكستِ جامعه ملل ]را[ ـ كه از تراوشاتِ فكرِ ويلسون (Wilson) بود ـ تجربه كرده بود، به تدريج از ايده‌هاى تخيلاتى و ايده‌آليستى بيرون آمد و افكارِ انديشمندانِ مكتب رئاليسم بر دولت‌مردان آن كشور غلبه يافت، ولى با توجه به جوّ عمومىِ حاكم بر آن كشورها، امكان چرخش ناگهانى 180 درجه وجود نداشت و براى فريب افكار عمومى جهان، مى‌بايد شعارهاى بشردوستانه و دمكراتيك هم‌چنان حفظ مى‌شد. آنچه كه در آن زمان بيش از همه مورد بحث بود، مسأله علل جنگ‌ها، به‌خصوص جنگ جهانى دوم و چگونگى جلوگيرى از وقوع آن‌ها در آينده بود. ايده‌آليست‌ها با تكيه بر نظريه كانت و با تكيه بر اين امر كه علل جنگ از برقرارى حكومت‌هاى توتاليتر در كشورهايى مانند آلمان و ايتاليا ناشى مى‌شود كه حقوق دمكراتيك بشر را نقض مى‌كنند و در نتيجه يك رهبر ديكتاتور قادر مى‌گردد بدون توجه به اراده و سرنوشت آحاد بشر، ميليون‌ها انسان را به خاك و خون بكشد. (Inis Claude: Swords into Plowshares. p. 221.) راه حلى را كه كانت براى حل مسأله جنگ و برقرارى صلح و امنيت بين‌المللى توصيه مى‌كرد و ويلسون نيز تعقيب مى‌نمود، اين بود: «اجازه دهيد مردم خودشان راجع به مسأله جنگ و صلح تصميم بگيرند؛ بدين معنا كه با تأسيس سيستم‌هاى دمكراتيك و يا احياى آن‌ها در هر جا كه قبلا بوده و از بين رفته است، ما مى‌توانيم اطمينان حاصل كنيم كه تصميم‌گيرندگان، عواقبِ كارِ آغازِ جنگ را دقيقآ ارزيابى خواهند كرد». (Ibid, p. 222.) حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 48 و 49 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_هشتم نظريه دوم در تاريخ دهم دسامبر سال 1948 ـ سه سال بعد از پايان جنگ خانمان‌سوز جهانى دوم ـ متنى به نام «اعلاميه حقوق بشر» در مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تصويب 48 عضو از 58 عضو وقت سازمان رسيد كه رأى مخالفى نداشت و 8 عضو مركّب از كشورهاى كمونيستى (روسيه شوروى، بلاروس، اوكراين، چكسلواكى، يوگسلاوى و لهستان) و آفريقاى جنوبى و عربستان سعودى ـ به دلايل متفاوت و خاصِ خود ـ به آن رأى ممتنع دادند. كشورهايى كه به اعلاميه يادشده رأى مثبت دادند، همگى از كشورهاى غربى و يا تحت نفوذ شديد غرب بودند. با توجه به نوع گروه‌بندى در آراء متخذه، واضح مى‌گردد اعلاميه مزبور ساخته و پرداخته افكار حاكم بر كشورهاى غربى بوده و از نظر فلسفى، ايدئولوژيكى و حتى سياسى، به فرهنگ غرب وابسته بوده است. براى بررسىِ علل و چگونگىِ طرح و تصويب اعلاميه با شكل و محتواى فعلى، ضرورت دارد چند سال به عقب برگشته و ريشه‌هاى آن را دريابيم. در سال 1941 و به دنبال حمله ژاپن به بندر پِرل هاربور در فيليپين ـ كه پايگاه دريايى آمريكا در آن قرار داشت ـ آمريكا به نفع متفقين و بر عليه دُوَل محور، وارد جنگ شد. از همان زمان در كنفرانس‌هاى متعددى كه سران دُوَل متفق ترتيب مى‌دادند، از جمله در كنفرانس‌هاى دمبارتون اوكس در اكتبر سال 1944 و سانفرانسيسكو سال 1945، مسائل بعد از جنگ مورد بررسى و بحث قرار مى‌گرفت. در آن زمان، ايالات متحده آمريكا تحت رهبرى فرانكلين روزولت با دو مسأله مهم مواجه بود: الف ـ اين كشور به عنوان قدرتمندترين كشور فاتح كه كمترين خسارت مالى و جانى را در جنگ متحمل شده بود، بر خلاف سال‌هاى بعد از جنگ جهانى اول، نمى‌توانست و نمى‌خواست به انزوا بازگردد؛ خصوصاً با ضعف شديدى كه بر كشورهاى قاره اروپا در اثر جنگ حكمفرما بود، و نيز امكان توسعه كمونيسم و گسترش قلمرو نفوذ روسيه شوروى ـ رقيب ايدئولوژيك آمريكا ـ به سراسر اروپا. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 47 و 48 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
رابطه امیر المؤمنین با محمد ‌‌‏(ص) در هدف اعلای هستی و زندگی و مستقیم ترین راه به سوی خدا با تمام هشیاری ، قابل مقایسه با رابطه مولوی و شمس ، که تنها طغیانی را در برابر معلومات رسمی و رفتارهای عادی نتیجه داده بود ، قابل مقایسه نیست . درست است که این طغیان و سدشکنی یک فعالیت روحی بسیار با اهمیت و کم نظیری بود ، ولی آیا این نتیجه را هم داده بود که موجودیت مولوی برای خود و برای دیگران در همه واقعیات بحدّ کمال رسیده باشد ؟ این چیزی است که خود مولوی هم نمی تواند آن را ادّعا کند . این جوش و خروش روانی مجرد و لذت بار کجا و : ما شککت فی حقّ مذاریته . ‌‌‏(من از آن موقع که حق بمن نشان داده شده است ، هرگز درباره آن شک نکرده ام . و : لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا . ‌‌‏(اگر پرده از روی واقعیات برداشته شود ، بر یقین من افزوده نمی ‌‌‏گردد) کجا ؟ علامه جعفری رحمة الله علیه ، #تفسیر_نهج_البلاغه ،جلد ٢ خطبه دوم #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #نهج_البلاغه #امام_علی ع #حضرت_محمد ص
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 قسمت (۴) 📌باز يك آسيب ديگر كه خود آقای راسل در كتاب برتراند راسل افكار خود را بيان میكند، در جواب و سؤال 263 تذكر میدهد، به قرار ذيل است: وايِت: ممكن است به موضوعات اميد بخشتری توجه كنيم. راسل: بايد بگويم: اولين چيزی كه لازم است، عبارت است از درك اين مطلب كه شرور دنيا به انضمام شروری كه سابقاً جلوگيری كردن از آنها امكان نداشت، امروز میتوانند جلوگيری شوند. اين ناملايمات بدين علت ادامه پيدا میكنند كه مردم در روح خود هيجانهای پليدی دارند كه آنان را وادار میكند تا در راه خوشبختی ديگران قدمی برندارند. من فكر میكنم تمامی رنجهای دنيای جديد ـ با وجود نيروهای تكنيك جديد ـ در روانشناسی فردی نهفته است؛ در هيجانات نامناسب شخصی افراد...» جعفری: بدين ترتيب كه آقای راسل بيان میكند، به اين نتيجه میرسيم كه هنوز رابطه يك فرد با ديگران به طور صحيح حل و فصل نشده و اگر هم در موارد حقوقی و اخلاقی به طور صحيح پيشنهاد و مقرر شده است، از دايره صفحات خاموش كتابها به ميدان عمل قدم نگذاشته است. پس با اين وضع عجيب ما چگونه میتوانيم تشخيص اين حقيقت را كه در فلان مورد رابطه جنسی آسيبی داشته است يا نه (آسيب به معنای عمومی آن) به عهده افراد بگذاريم، يا اينكه در حقوق، ماده ای به اين فرمول تثبيت كنيم كه: «رابطه جنسی تا زمانی كه به ديگران آسيبی نرسانده، آزاد است» و همين فرمول كلی را كه تا بینهايت قابل كشش است، در اختيار قضات ـ خصوصاً قضاتی را كه آقای راسل معرفی نمودند ـ گذاشته شود؟ به اضافه مطلب فوق، نتايج ديگری را كه آزادی رابطه جنسی نشان داده است، میتوان به قرار ذيل مشاهده نمود: 1. جوانهايی را كه در پيرامون دوران بلوغند، خود را آزاد ديده و از نتايج تعليم و تربيتهای اخلاقی و اجتماعی بی بهره خواهند شد، بلكه در همان دوران كه فعاليت قوای جنسی جوانان شروع میشود، سرآغاز فعاليت فكری آنان هم میباشد. به طور مسلّم برای اشباع غريزه جنسی نامحدود، به مسائل سطحی علمی و فرهنگی قناعت نموده، و غير از دارا شدن گواهی رسمی مطلوبی نخواهند داشت. اين حقيقت جنبه روانی محسوس دارد كه غير محدود بودن روح در مقابل روابط جنسی با تمركز قوای روحی برای درك مسائل علمی مخالفت شديد دارد./ادامه 👇👇👇 #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #برتراند_راسل #ازدواج #روابط_جنسی
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 قسمت (۳) 📌من گمان میكنم با ملاحظه نظريات منطقی و قاطعانه آقای راسل درباره خانواده و دولت، تمامی جوامع با آسيبی ـ كه آقای راسل در نهايت جديت آن را طرد و رد میكند ـ روبرو خواهد گشت. به عبارت روشنتر: آقای راسل زنای معمولی را مادامی كه به كس ديگری آسيب نمیرساند، محكوم نمیكند، در صورتیكه آزادی جنسی ولو آسيب شخصی هم نرساند، بدون شك بزرگترين آسيبی را كه تمامی بشريت از آن وحشت دارد، ايجاب خواهد كرد. اگر روابط جنسی آزاد باشد، مسلماً وضع خانواده ها متزلزل خواهد گشت؛ چنانكه آمار بعضی از كشورهای اروپای امروزی (مغرب زمین) نشان میدهد. وضع خانواده ها كه متزلزل شد، ناچار قضيه اولاد به مشكلاتی برخواهد خورد، و چاره ای برای رفع اين مشكلات به نظر نمیرسد، مگر اين كه دولت ها دخالت كنند، و اگر دولت ها دخالت كنند، جهان به صورت ملل مسلح رقيب درخواهد آمد. از مطالعه كنندگان ارجمند تقاضا میكنم در جملات ذيل كه خود آقای برتراند راسل در كتاب زناشويی و اخلاق صفحه 112 و 113 گفته اند، توجه دقيق فرمايند: «اما تمام اينها فرضياتی بيش نيست، و منظورم اين است كه نهضت زنان باعث زوال خانواده پدرشاهی است كه از ماقبل تاريخ نماينده پيروزی مرد بر زن بوده است. جانشين شدن دولت به جای پدر كه در مغرب زمين با آن مواجه هستيم، پيشرفتی شمرده میشود، و بر اثر آن، بهداشت عمومی و تعليمات به طور كلی بهبودی زيادی يافته است، و امروز ديگر حوادثی نظير ديويد كاپرفيلد (David Capperfild) ميسر نيست. بالعكس، انتظار افزايش روزافزون سطح فكری و سلامت جسمی را میتوان داشت، زيرا تا حدود زيادی بدبختی های ناشی از ضعف خانواده پيشبينی و ترميم میشود. معهذا، در اين جانشينی دولت خطراتی هم هست: اولياء، اطفال خود را دوست دارند و آن را به مثابه ابزاری در راه سياست نمی نگرند، اما از دولت اين انتظار را نمیتوان داشت. كسانی مانند معلمين مدارس در مؤسسات عمومی با اطفال تماس دارند، اما نفوذشان كم است. قدرت در دست مديرانی است كه هرگز اطفالی را كه اداره میكنند، نمیبينند و چون روح اداری دارند ـ و در غير اين صورت به اين مقام نمیرسيدند ـ به جای اينكه طفل را چون انسان كه خود هدفی است، بنگرند، ميل دارند كه آنان را چون عوامل يك نوع سازماندهی بشمارند./ادامه #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #برتراند_راسل
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_هفتم با نظر به مواد حقوق جهانى بشر از ديدگاه اسلام ـ كه با استناد به منابع اوليه و نصوص كاملاً معتبر اسلامى، مورد طرح و بررسى قرار خواهيم داد ـ اعلاميه حقوق بشر كه به‌ وسيله صاحب‌نظران غرب به ‌وجود آمده، نمى‌تواند چكيده و مكمل و مجموعه اعلاميه‌ها و تعاليم دينى و اخلاقى و عقايد و نظرياتِ همه قرون و اعصار و همه فرهنگ‌ها و اديان باشد، زيرا بدون كمترين ترديد و با علم به اين كه: سخت‌گيرىّ و تعصب خامى است تا جنينى، كار خون آشامى است (مثنوى معنوى، دفتر سوم) و بدون قرار گرفتن تحت تأثير احساسات و ذوقيات، نه تنها همه مواد شايسته اين اعلاميه در منابع اوليه و معتبر اسلامى با استناد به نصوص وجود دارد، بلكه اضافه بر آن مواد، حقوق و احكامى در منابع اسلامى در خصوص بشر در موقعيت جهانى وجود دارد كه مى‌تواند علاوه بر اين‌ كه امتيازى خاص به فقه و حقوق اسلامى محسوب شود، در عين حال، از بعضى تناقضات و نواقصى كه در اعلاميه جهانى حقوق بشر نيز قابل مشاهده است، عارى مى‌باشد. ما به نوبه خود اميدواريم روزى فرا برسد كه صاحب‌نظرانِ حقوق و قانونِ همه جوامع بشرى، اعلاميه مزبور را براى برخوردار ساختن از امتيازات حقوق بشر از ديدگاه اسلامى و رفعِ نقص‌هاى موجود در آن، با اعلاميه جهانى حقوق بشر اسلامى هماهنگ نمايند. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 44 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر #مثنوی
با نظر به اینکه علی بن ابیطالب ‌‌‏(ع) از همه استعدادهای بزرگ و معرفتهای بنیادین انسان و جهان و عالی ترین کمالات برخوردار بوده است و با نظر به آزادی روانی فوق تصوری که بوسیله آن توانسته بود از همه گونه علائق نژادی و عاطفی و احساسات خام و خودمحوری و گرفتار شدن در میان حلقه های زنجیر تاریخ و جاذبه های مقام پرستی و ثروت اندوزی ، خود را رها و آزاد بسازد ، آنگونه تعظیم و تسلیم به پیامبر اکرم روشن ترین و قاطع ترین دلیل صدق رسالت آن پیشوای الهی است . علی ‌‌‏(ع) با آن هوش و ذکاوت و استعداد فوق العاده توأم با صدق و صفا و خلوص نیت در حدّ اعلا ، سالیان متمادی در زندگی فردی و اجتماعی ، در آشکار و پنهان و در هر نوع از رویدادهای زندگی ، با پیامبر اکرم بوده به همه شئون روانی و موضع گیری ها و رفتار آن پیشوای معظّم آگاهی و ایمان داشته است . علی بن ابیطالب آن انسان که وجودش آمیخته با صدق و عدل بوده ، بجهت داشتن چنین شخصیتی از همه موجودیت معمولی خود دست برداشته بود ، اگر اندک تصنّع و خودخواهی و ارتکاب خلاف حقیقتی در پیامبر می دید ، از همان لحظه نه تنها راه خود را جدا می کرد ، بلکه به مبارزه و پیکار با پیامبر می پرداخت . اگر تسلیم و تعظیم امیر المؤمنین درباره پیغمبر ناشی از احساس ناتوانی در مقابل قدرت و یا مستند به عواطف و محبت های طبیعی و معمولی بود ، نتیجه ای که در وضع روحی علی ‌‌‏(ع) به وجود می آورد ، یک تسلیم محض و رکود و خیرگی در اشعه عظمت پیامبر و احساس لذت معمولی از عواطف و مهرورزی ها بود ، ولی ما می بینیم : تسلیم و تعظیم علی ‌‌‏(ع) به پیامبر اسلام ، روح او را چنان شکوفان و فعّال ساخته است که تاریخ بشری به اعتراف همه اهل تتبّع نظیر آن را جز در خود پیامبر اسلام سراغ ندارد علامه جعفری رحمة الله علیه ، #تفسیر_نهج_البلاغه ،جلد ٢ خطبه دوم #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #نهج_البلاغه #امام_علی ع #حضرت_محمد ص
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 قسمت (2) 📌باز در جای ديگر از همين كتاب (زناشويی و اخلاق)، آقای راسل میگويد: «تجارت شهوت كه عشق را به كنار زده است، قادر نيست غريزه جنسی را فرو بنشاند.» بسيار تعبير زيبايی است كه میگويد: «تجارت شهوت». اين تجارت نابجا مولود همان بیبندوباری است كه امروزه در روابط جنسی مشاهده میشود و متأسفانه روز به روز افزايش يافته و خطر مافوق تصوری را اعلان میكند. اكنون ببينيم آقای راسل اين مسأله را چگونه رسيدگی میكند؟ اگر در خاطر داشته باشيم، آقای راسل در چند جا ـ از جمله سؤال و جواب شماره 56 ـ محور قانون را آسيب رساندن به ديگران قرار داده است. مثلاً در اينجا گفته است: «هنگامی كه اعمال شما آسيبی به هيچ كس نمیزند، دليلی وجود ندارد كه آن را محكوم نماييم و شما نبايد آن را صرفاً برای اينكه بعضی از «تابو»های قديمی آن را غلط میداند، محكوم سازيد.» نيز در جواب سؤال 55 چنين گفته است: «من ميل ندارم اين كلمه شر استعمال شود، بايد گفت بعضی چيزها هستند كه ضرر آنها از نفعشان بيشتر است.» بنابراين، مجبوريم درباره سود و زيان و خاصيت طبيعی آنها بررسی كنيم. بعضی ها میگويند: «اگر طبق عوامل مناسبی، انسان به حق مقرره خود رسيده باشد، چنين شخصی نه سود كرده است نه زيان، و اگر بخواهيم اين حالت را مطابق اصطلاح رياضی، صفر تعبير كنيم، هر چه بالاتر از حد مقرر معتدل به او برسد سود، و هر چه پايينتر از آن باشد زيان است.» ولی ظاهراً اين تعريف محدودی از سود و زيان است. آنچه كه درباره مفهوم سود و زيان به نظر میرسد، اين است كه هر يك از سود و زيان دو مفهوم متفاوت دارد كه يكی از آن دو از ديگری عمومی تر است … البته اين معنی هم روشن است كه دو مفهوم هر يك از سود و زيان، از امور نسبی میباشد و معيّن به حدود شخصی نيستند… مطابق مشهودات قطعی، پديده های اجتماعی هر یک از جوامع بشری، عبارت از فشرده شده و تفاعل يافته پديده های افراد آن اجتماع است، زيرا يك پديده اجتماعی به طور مجرد از عدم به وجود نمی آيد. پس در ايجاد هر پديده اجتماعی، با قطع نظر از روشهای سياسی موقت، افراد بزرگترين نقش را به عهده میگيرند. /ادامه #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #برتراند_راسل #ازدواج #روابط_جنسی
🍃روابط آزاد جنسى و ازدواج🍃 از ديدگاه محمدتقى جعفرى و برتراند راسل 🔰 بخش (1) 📌سؤال 56ـ اخلاق تابو و روابط جنسى وايِت: قسمت بزرگى از اخلاق تابو شامل روابط جنسى مىشود، و بخش بزرگى از آثار شما درباره روابط جنسى نوشته شده است. اكنون شما به مردمىكه مىخواهند در روابط جنسى روش عاقلانه اى در پيش گيرند، چه اندرزى مىدهيد؟ راسل: مقدمتاً بايد بگوييم تقريباً يك صدم نوشته هاى من به روابط جنسى اختصاص دارد، اما ذهن اكثريت مردم چنان تحت تأثير مسائل جنسى است كه آنان به نود و نه درصد نوشته هاى ديگر من توجهى ندارند. من بايد اولاً درباره آن صحبت بكنم. من فكر مىكنم كه يك درصد، نسبت معقولى است از تمايل بشر كه اختصاص به آن موضوع داده شود. ما بايستى اخلاق جنسى را مانند ساير مسائل به دقت رسيدگى كنيم. بايد بگوييم: هنگامی كه اعمال شما آسيبى به هيچ كس نمىزند، دليلى وجود ندارد كه آن را محكوم نماييم و شما نبايد آن را صرفاً براى اينكه بعضى از «تابو»هاى قديمى آن را غلط مىداند، محكوم سازيد. شما بايد توجه كنيد كه آيا آن عمل ضرر دارد يا نه، و اين مطلب اساس اخلاق جنسى و اخلاق هاى ديگر را تشكيل مىدهد. جعفری: برای تحقیق در این مسأله اساسی باید سؤال و جواب بعدی را در نظر بگیریم: سؤال 57ـ زنا اگر به كسى ضرر نرساند، جايز است؟ وايِت: شما مىگوييد كه بايد هتك ناموس را ممنوع كرد، ولى آيا زناى معمولى به شرط اينكه به كسى ضرر نرساند، لازم است كه ممنوع شناخته شود؟ راسل: مطمئناً بايد بگويم كه هتك ناموس مانند ساير تجاوزات جسمى است. اما راجع به زنا شما بايد شرايط را در نظر بگيريد تا ببينيد كه آيا در اين شرايط دليلى بر ضد آن وجود دارد؟ اما شما نبايد هميشه و در تحت هر شرايطى به طور عموم ممنوع بدانيد./ادامه 👇 #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #برتراند_راسل #ازدواج #روابط_جنسی
🔰جمله ای نهایی درباره ارزش بنیادین انسان «قطعى است كه هر كس انسانى را بدون عنوان قصاص يا فساد در روى زمين بكشد، مانند اين ‌است كه همۀ انسان‌ها را كشته است، و هر كس انسانى را احيا كند، مانند اين ‌است كه همۀ انسان‌ها را احيا کرده است». سورۀ مائده، آیۀ ۳۲ هيچ يك از مغزهاى قدرتمند بشرى و هيچ مكتبى كه با كوشش صدها نوابغ تنظيم شده است، نمى‌تواند چنين جملۀ نهايى دربارۀ ارزش بنيادين انسان ابراز كند. اين آيه، موضوع انسان را از كميت‌ها بالاتر مى‌برد و زيربناى آن را يك وحدت عالى قرار مى‌دهد و به همۀ افراد انسانى گوشزد مى‌كند كه: وارد كردن جراحت به يك فرد، مجروح ساختن خويشتن است؛ كشتن يك انسان، چه زن و چه مرد، خواه عالم و خواه جاهل، سياه باشد يا سفيد، مساوى با كشتن خويشتن است. بنابراين، شمشيرى كه براى كشتن يك انسان بلند مى‌شود، دو لبه دارد: با يك لبه‌اش انسانى كشته مى‌شود، و با لبۀ ديگرش، قاتل خودكشى مى‌كند. ترجمه و #تفسیر_نهج_البلاغه ، محمدتقی جعفری، ج۲ ، ص ۲۱۳ #به_يارى_خلق_خدا_بشتابيم #از_كنار_بندگان_خدا_به_سادگى_نگذريم #خدا #انسانیت #عدالت #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #نهج_البلاغه #قرآن #عاشقی_را_قابلیت_لازم_است
🔰خلاصه‌اى از زندگى #برتراند_راسل سِر ويليام برتراند راسل در 18 مارس 1872 در يکى از خانواده‌هاى اشرافى انگلستان به دنيا آمد. پدر بزرگش دوبار نخست وزير ملکه ويکتوريا بود. او در کودکى، پدر و مادر خود را از دست داد و تحت تعليم و تربيت مادر بزرگش قرار گرفت. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در خانه به اتمام رسانيد و در 19 سالگى از خانه به دانشگاه رفت. وی در کودکى علاقه وافرى به شعر و رياضيات داشت، و بالاخره تصميم به ادامه تحصيل در رشته رياضيات گرفت، اما در سال آخر با آشنايى فلاسفه کمبريج علاقه شديدى به فلسفه پيدا کرد. در سال 1900 با کمک استاد خود، يعنى آلفرد نورث وايتهد، شروع به نوشتن کتاب مهم اصول رياضيات کرد که مدت 10 سال به طول انجاميد. این کتاب، از مهم‌ترين کتب اساسى منطق رياضى به‌شمار مى‌رود. او در دانشگاه کمبريج، فلسفه را تدريس مى‌کرد و چندين سال نيز در دانشگاه‌هاى آمريکا از جمله: هاروارد، شيکاگو و نيويورک به تدريس اشتغال داشت. در جنگ جهانى اول به‌ خاطر صلح‌طلبى روانه زندان شد. پس از انفجار نخستين بمب اتمى بر فراز هيروشيما و ناکازاکى، سال‌ها تحت نظر و تعقيب بود، زيرا وى را مرد خطرناکى مى‌دانستند. جرم او عبارت بود از: توجه بيش از اندازه به همنوعانش. او شديداً به ساختن و تکامل دادنِ سلاح‌هاى هسته‌اى حمله کرده و آن را خطرى حتمى براى حيات تمام بشريت مى‌دانست. در فلسفه، برتراند راسل رياضيات را مبنا و اساس تمام افکار مى‌داند، از نظر او: «ميان علم و دين، ستيزى نيست، زيرا علم به قبول يا انکار دين محتاج نيست، و بالاخره زمانى خواهد رسيد که علم جواب تمام سؤالات و مشکلات ما را بدهد.» مع‌ذلک در جانبدارى از علم نيز، راسل مردى متعصب و جزمى نيست. او مکررآ گفته است: «احتمال دارد که من نيز بر خطا رفته باشم و همچنین بسيارى از فيلسوفان ديگر. ما نمى‌توانيم چيزى را به‌ طور قطع و يقين، حقيقت مطلق بدانيم. حتى شکاکيت هم که حالت تعليق قضاوت است، از اين قاعده برکنار نيست. اين نتيجه که ابتدا براى کسانی که به دستگاه‌هاى فلسفىِ فلاسفه اميدها بسته‌اند، بسى يأس‌آور است، با مزاج علمى اصل ما هماهنگى کامل دارد. بياييد به اين قانع باشيم که بگوييم ما عملاً چيزى از ماهيت و طبيعت جهان واقعى نمى‌دانيم، که بايد با چند فرمول رياضى که درباره بعضى از اجزاى گسسته آن مى‌دانيم، خرسند باشيم. با وجود اين، نبايد از توانايى خود در کشف حقيقت کلى نااميد و دلسرد شويم، بلکه بايد خوشحال باشيم از اين که خويشتن را در دنيايى وسيع با امکانات بى‌حدو حصر مى‌يابيم./ادامه #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_ششم همان‌گونه كه گفتيم، اصولِ حقوقِ طبيعىِ انسان‌ها در مغزهاى متفكرين نفوذ داشته و قوانين و فرهنگ بشرى در طول تاريخ با توجيه اديان الهى تأثير قطعى داشته كه ذيلاً به نام چند تن از رشديافتگان و نمونه‌اى از قوانين قابل استناد بشرى اشاره مى‌رود: يك‌ـ ذوالقرنين دوـ اصول مذهب ملت اسه اصول مذهب ملت اسه (قومى از يهود)، اين بود كه: «نسبت به تمام افراد بشر رعايت عدالت را نموده و به هيچ كس بدى نكنند و از ظلم برى باشند...» (روح‌القوانين، منتسكيو، ترجمه على اكبر مهتدى، ص 676) سه ‌ـ رواقيّون چهار ـ ژوستينين پنج ـ منشور كبير انگليس شش ‌ـ توماس آكيناس هفت ‌ـ جان لاك هشت ‌ـ منتسكيو نُه ‌ـ توماس پين ده ‌ـ حقوق بشر در قوانين اساسى فرانسه يازده ‌ـ كاترين، دانشمند آلمانى اواخر قرن نوزدهم دوازده ‌ـ فرانسوا ژنى سيزده ‌ـ ژرژ دِلْ وَكيو چهارده ‌ـ كلود دوپاكيه پانزده‌ـ ظهور گرايش‌هاى عصر حاضر حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، صص 41 ـ 23 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
در سخنان علی ‌‌‏(ع) در نهج البلاغه و چگونگی رابطه او با پیامبر اکرم ، تسلیم و تعظیم نهایی شگفت انگیزی را می بینیم که علی ‌‌‏(ع) درباره خاتم الانبیاء علیه السلام داشته است . نظیر این تسلیم و تعظیم شخصی درباره شخصی دیگری دیده نشده است . از اینجا است که می گوییم : معرفت امیر المؤمنین به آن پیشوای الهی در حدّ اعلا بوده است علامه جعفری رحمة الله علیه ، #تفسیر_نهج_البلاغه ،جلد ٢ خطبه دوم #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #نهج_البلاغه
#حقوق_جهاني_بشر ـ #بخش_پنجم متفكران راستين، از ديرباز ضرورت و ارزشِ حياتىِ «عدل» و «آزادى» و «صلح و صفاى» انسان‌ها را در هر جا و از هر نژاد و داراى هرگونه مختصات دريافته‌اند. روى همين درك و اقدام‌هاى متفرّقه بوده كه جملاتى رسا و سازنده و موادى متفرقه به عنوان «اخلاق» يا «حقوق» يا «عناصر فرهنگى» در ميان اقوام و ملل قابل مشاهده است. به اين معنى كه از قديم‌ترين دوران تاكنون، در جوامعى كه تا حدودى از تمدن برخوردار بوده‌اند، چهره جهانىِ انسان و اشتراكِ افراد و اصناف او به طور عموم در لذايذ و آلام و خواسته‌ها و عللِ اصلىِ حقوق طبيعى در اَشكال گوناگون اخلاقى، حقوقى و فرهنگى آشكار شده و موجب به وجود آمدن جملات ادبى در فرهنگ‌ها و اصول اخلاقى و مواد حقوقى در جوامع انسانى گشته است. ... بارى، اصول حقوق طبيعى كه همه افراد بشر بايد از آن‌ها برخوردار شوند، در مغزهاى متفكرى كه بهره‌اى از انسان‌شناسى دارند و هم‌چنين در ميان علل و لابلاى حقوق و قوانينى كه بشر در طول تاريخ براى خود وضع نموده، مانند آبى كه در ريشه و تنه و شاخ و برگ‌هاى درختان نفوذ كند، «جارى» است. حقوق جهانى بشر، محمدتقى جعفرى، ص 21 ادامه دارد ... #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #حقوق_بشر
این شهادت ( شهادت به عبودیت و رسالت حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم ) رکن دوم دین اسلام است که هر کس که به اسلام بگرود ، باید از روی دلیل و برهان ، آن را بپذیرد . معنای این شهادت چنین است که اولا بندگی پیامبر اکرم را به خداوند سبحان می پذیرم . و درباره آن پیشوای الهی افراط و مبالغه نمی کنم ، او جنبه الوهیت ندارد و موجود ازلی و ابدی و عالم و قادر مطلق نیست . بلکه بنده شایسته خداوندی است که بجهت داشتن لیاقت و استعداد گیرندگی وحی الهی ، به عالی ترین درجه عبودیت رسیده به مقام والای رسالت نایل شده است ... علامه جعفری رحمة الله علیه ، #تفسیر_نهج_البلاغه ،جلد ٢ خطبه دوم #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #نهج_البلاغه #حضرت_محمد
دقت فرمایید : هستی چونان کتابی بی اول و آخر جلوه می کند . هدف حیات در امواج طوفانی مغزها گم میشود . رشته زنجیری تاریخ در زیر نظر تحقیق نهایی از هم میگسلد ، لذایذ و آلام مانند ریسمان های سیاه و سفیدی در هم می پیچد و زندگی را با یک رنگ خاکستری رنگین می سازد و هر دو رنگ را از قابلیت تفسیر ساقط می کند . افکار نافذ بزرگترین مغزهای بشری در فهم اصول و مبانی بنیادین طبیعت از ناچیزترین رویدادش گرفته تا مجموع آن ، خیره و سرگشته و درمانده می شود . این است طوفان ها و عوامل بیم و وحشتی که سر راه هر انسان آگاه را گرفته است و حل و فصل نهایی خود را بطور جدّی از او می طلبد . نادیده گرفتن این عوامل همان از خودبیگانگی و مبارزه با خویشتن است : آیا جز عامل شهادت و مشاهده یک حکمت برین از حکیم یگانه سراغ دارید که انسان را از این عوامل هول و وحشت آزاد کند ؟ اگر سراغ دارید ، چرا به بشریت که در این راه تلفات بیشمار می دهد عرضه نمی کنید ؟ توضیح نگرانی و اضطراب فراسوی زندگی معمولی را از قطب نمای درونی خود بخواهیم که نشان می دهد : آنچه که از بالا شروع شده است در پایین ختم نمی گردد . رفتن ببالا و جایگاه خویش به تکاپوی حیاتی نیازمند است و سقوط به پایین بمبارزه با حیات علامه جعفری رحمة الله علیه ، #تفسیر_نهج_البلاغه ،جلد ٢ خطبه دوم #استاد #علامه #محمدتقی_جعفری #علامه_محمدتقی_جعفری #علامه_جعفری #نهج_البلاغه
next page →