#مهیارسنائی_همدانی

142 posts

Loading...
( و .. ایـران یکپارچه آبـاد است پـول نـفت از آن آهـاد است سفره ها بــــ حق شـاد است مُزد زن کـافی/مُزد مَرد شـاهی سرخوشی آزاد/ رود و نهر دلشاد آسمان آبی/ رسمِ شب جاری و امنیت حرف نخست را می زند #ارباب #مهیارسنائی_همدانی @MahyarSanaeiHamedani #MahyarSanaeiHamedani / تکه ای از : شعر #کورش_عیار_مهیارسنائی_همدانی #سنایی_مهیار #باز #مهیار #محیار #مهیارثناعی #امنیت #زن #نفت #آهاد #شاهی #الوند #رضاشاه_بزرگ #آسمان #زن #مرد #همدان #شاد #آباد #نویسنده_مجله #شاعر_همدانی #سفره #مزد #ایران #روزنامه_نگار #رضا #محمدرضاشاه #مهیارهمدانی / در خلوت خود با تو سخن می گویم .. می شنوی که ؟
( و .. خبرِ گرداگردِ مقبرهِ حضرتِ فردوسیِ توسی خالی گرداگردِ مقبرهِ حضرتِ سعدی عاری و حافظ بی حافظ شده است به شرافت انور سادات فقید ..کِذب است مولوی که دروغ نمی گوید #رضا #مهیارسنائی_همدانی / @MahyarSanaeiHamedani #شعر _کورش_عیار_مهیارسنائی_همدانی #سنایی_همدانی #باز #مهیار #محیار #مهیارثناعی #فردوسی #سعدی #حافظ #الوند #انورسادات #مولوی #زن #مرد #همدان #دختر #مولانا #گردشگر #نویسنده_مجله #شاعر_همدانی #مقبره #روزنامه #روزنامه_نگار #رضاشاه
( ..ناتردید دیده و یا شنیده اید که فلان شخص .. در غیاب فلان شخص .. به جهت دیدار فلان شخص .. به منزل فلان شخص مراجعه نُموده و پس از حضور در منزل فلان شخص .. (فلان شخصِ فلان شخص؟) را مورد تجاوز قرار داده است .._ #مهیارسنائی_همدانی / #راستانهای_مهیارسنایی_همدانی #آموزه_مهیارسنایی_همدانی #باز #مهیار #محیار #مهیارثنایی #داستان #مینیمال #داستان_کوتاه #الوند #رفیق #دوست #زن #مرد #همدان #دختر #خیانت #حقوق #نویسنده_مجله #نویسنده_همدانی #خواستگار #روزنامه #روزنامه_نگار #آموزشی / / #مهیار_سنایی_همدانی نکته پردازی کرد! و امیدوار است #نکته را دریافته و هماره در خاطر داشته باشی!فرداروز به خودت نگویی که #ای_کاش_یکتن_به_من_می_گفت
( .. برخاست .. برخاست و زیپ ساک پُر از خالیَش را کشید و درب را بست . تا برگشت .. کوچه فرعی را در پیش گرفت و تا پیچید .. دکمه ی جیب پیراهنش را گشود و به جناب «واکسی» روی آورد و پرسید : تلفن همراهم چند ؟ شارژرش را هم باز نکرده ام ! آکِ آک است ! اگر گذارمش پیوند ؛ جدای اینکه ساک خالی ام را پُر می کند هر چند ! و «شرم» از دوش «ساری» ام بر می دارد : هم بند ! هم از بند غربت ! نجاتم داده ای و هم رسانیده ای انتظار زانوان و سلام شعله سان قلب مرا .. بر آستان امنِ زن و زندگی و فرزند و آن .. نازنین نگار بی مانند من«#الوند » .._ #مهیارسنائی_همدانی / #راستانهای_مهیارسنائی_باز #باز #مهیار #محیار #مهیارصناعی #داستان #مینیمال #داستان_کوتاه #الوند #طعنه #حق #زن #مرد #همدان #دختر #کارگر #حقوق #نویسنده_مجله #نویسنده_همدانی #ساک #ساک_دستی #فعال_مدنی #روزنامه #روزنامه_نگار #شرم /وطن پرنده پر در خون/ جانوم هِمِدان
( به محض اتمام نقشه .. برخلاف نقشه های تحقق نیافته ی پیشین دستهای نحیفم که بصورت یکجا .. بسان پیکر نحیف پرنده ای که در آرزوی آغوش کاج .. در حاشیه ی آشیانه ی #باز .. وارونه بیافتاد .. از جای خویش برخااااستم ! برخاستم و جدای اینکه دندانهای فک زیرین و برین خود را با تمام تواااان بر هم بفُشاریدم .. انگشتهای اشاره ی هر دو دستم را نیز دُرست .. در مرکز میکروفنهای زیر شقیقه های چهر پیکر گریان خود قراااار دادم و با یکه دادگر تن .. که نام او را حنجره انگارند .. صدا زدم ماااادر .. ماااااادر پوتین های دایی حسین م را بیااااور ! و نیز .. ممد طلای پدرم راااا که می خوااااهم .._ #مهیارسنائی_همدانی / #راستانهای_مهیارسنائی_باز #باز #مهیار #محیار #مهیارصناعی #داستان #مینی_مال #داستان_کوتاه #حاشیه #پوتین #حق #زن #مرد #رزم #دختر #چاقو #ممدطلا #نقشه #معمار #تحقیق #آشیانه
( مرد باید ریش داشته باشد .. چرا اگر ریش نداشته باشد .. جوش های چرکین صورت او موجب می شود تا زارت .. از چشم های زنی که استفاده می دارد پنکیک و پودر و ماسک .. افتد .. _ #مهیارسنائی_همدانی / #راستانهای_مهیارسنائی_باز #باز #مهیار #محیار #مهیارصناعی #داستان #مینیمال #داستان_کوتاه #طنز #طعنه #حق #زن #مرد #پنکیک #دختر #لوازم_آرایش #ریش #جوش #صورت #ماسک #پودر
( قــوربون خُـودت و یال و کوپالت بِـری که . فکر می کنی .. پَری که . ماهیآ دارن توو رودخونه دُم تِـمساح رو می جَوَن آن وقت تو .. نِشِستی که.. #مهیارسنائی_همدانی @MahyarSanaeiHamedani / #اینستاگرام #فالو #اجتماع #کامنت #آدم #بیغیرت #من #تو #سودجو #بیعار #بیمار #سرباز #میهن #وطن #روانی #زرنگ #بد #بشر #فالور #اعتراض #معترض #شاکی #مهیارصناعی #محیارسنایی_همدانی
( خـدا که نـاکُنآد هـرگز لیک .. لَختی آنچنان که دُچارَش شدی..پیشتر زینــ بــار گیـرد گـریبان تـو را..بیشـتر #مهیارسنائی_همدانی @MahyarSanaeiHamedani / #بختک #جن #روح #ارواح #شیطان #شب #خواب #خوف #رختخواب #تختخواب #نفرین #ورد #دعا #درخواست #نیاز #بد #بشر #مهیارسنائی_باز #مهیار_سنائی_همدانی
( تَـردیـد مَــدار و.. بی دریـافت مَـعُبور که هــرآنــچه در پیرامون تــو بودندی از آاانِ تـــو بودندی #مهیارسنائی_همدانی @MahyarSanaeiHamedani / #زمین #آسمان #آب #خاک #جنگل #رودخانه #خیابان #کوچه #پارک #نفت #طلا #مس #آهن #مترو #پل #ماهی #هواپیما #شهر #کشور #سد #مهیار #سنایی #شاعر #نویسنده #آثار #موزه #سینما
( سینمای امروز ایران صرفن #ترویج_خشونت می کند #مهیارسنائی_همدانی : هنرمند! ترویج خشونت را #هنر نلحاظند ناهنران / #سینماایران #سینما #کارگردان #تهیه_کننده #بازیگر
( کاش اردیبهشت دستهایت را می گرفت آن وقت .. یک آنِ من و .. یك دَمِ تو بازدمِ آزگاری #وصلت بود اردیبهشت آمد و رفت وَ .. نیامدی!.._ #مهیارسنائی_همدانی @MahyarSanaeiHamedani از کتاب : دوازده ماه انتظار میلادت را کشیده ام مهیارسنائی همدانی / از #کتاب_دوازده_ماه_انتظار_میلادت_را_کشیده_ام_مهیارسنائی_همدانی #گل #باران #چشم_ژاپنی_مهیار #اردیبهشت #شعراردیبهشت
( #دوستت_دارم ندای تمام وجودم بسیار و بسیار #مهیارسنائی_همدانی / #مهیارسنایی_همدانی
( و .. مرا و .. تو را #پدر جای سور و شور و شوق و رقص کمر -جای #بابک و #رستم و #کوروش و #داریوش - درد و فقر و مرگ کمر - #جومونگ - بخشیدند #مهیارسنائی_همدانی
( و .. #سرنشین های در برابر چَشمهای من #عالی و #عاری شده اند #مهیارسنائی_همدانی MahyarSanaeiHamedani@
( و .. #بوق حلزونیِ #اتوبوس #خط 1394 ساکنینِ محلِ 1394 را #عاصي کرده است #مهیارسنائی_همدانی MahyarSanaeiHamedani@
( و .. #نهال دهانِ #راننده_تاکسی تا آخرین نقطهِ شنید #قد کشیده است #مهیارسنائی_همدانی MahyarSanaeiHamedani@
( و .. یکی افسر در خیابان اصلی شهر فاکتورهای پیش نوشته را یکی یکی به اهداء نشسته است #مهیارسنائی_همدانی MahyarSanaeiHamedani@
( ما همان روز نخست مردیم #مهیارسنائی_همدانی
( ای تو نفیسه خویِ پیکر مه فامِ علاقه نامیرا بیا تمرکز کنیم در تمرکز است که از آن هم خواهیم شد به اتاق خواب مشترک خواهیم رفت و در آغوش هم خواهیم خفت و بچه دااااااااااااااااااااااااااار #مهیارسنائی_همدانی دیماه هزار و سیصد و هشتاد و پنج خورشیدی #MahyarSanaeiHamedani @MahyarSanaeiHamedani #کتاب_چشم_ژاپنی_مهیارسنایی_همدان #شعرعاشقانه #شعردخترانه #پسرانه #دخترانه #عشق #عاشق #باران #شاعر #شعر #دوست #معشوق #اتاق_خواب #آمیزش #کودک #ازدواج #بچه #جیگر #شعرمهیاری / #حسن_سنائی_غیائی #حسن_سنایی_غیایی #مهیارسنایی #سنایی #صناعی #همدان #همدانی / #باز #بازشاعر
( ای تو الوند سانِ گِردِ ناف ژولیده ی عُثمانی چِهر ای تو طاقت بسیارِ در مخیله ی خویش بسیار خجل تنیدی و افتادم .. بفهم رهیدی و پیچیدم .. بفهم آخ بی چاره قلب بیمارم .. نفهم #مهیارسنائی_همدانی #MahyarSanaeiHamedani @MahyarSanaeiHamedani #کتاب_چشم_ژاپنی_مهیارسنائی_همدان #شعرعاشقانه #شعردخترانه #پسرانه #دخترانه #عشق #عاشق #باران #شاعر #شعر #دوست #معشوق #عنکبوت / #حسن_سنائی_غیائی #حسن_سنایی_غیایی #مهیارسنایی #سنایی #صناعی #همدان #همدانی / #گله #گلایه #باز #بازشاعر
( یک روز غروب در ِمِدان .. بالای شهر .. جنوب در خیابان بی رزق ِ پیزوری با وجود جناب خدا یکی مرد دست فروش .. بسان گدا نشسته بود که گفت .. ای کاش دایش یا چه می دانم داعش به ایران .. حمله بُکُنَد و اضافه داشت که اگر حمله نکند .. زنم که اگر حمله نکند .. خودم که اگر حمله نکند فردا جواب مردم و جامعه را قطعن نتوانم بدهم مقصود جمله سومش انگل جامعه نشدن فرزندش بود چکیده ی کلام این که مقصود #گدا نه ! جناب #نیازمند (دستفروش) این بود که وقتی شیر حمله بکند مرگ گوسپند آسان چهره نماید رخ .. لیک مرگ تدریجی آی پدر در می آورد که مپرس من آنجا چه کار داشتم ؟ داشتم داشتم دنبال #آرزو - ی خودم می گشتم آرزوی من که بود ؟ ای واااای لو داااادم .. آرزوی من آرزوی من این بود تا #غبغب در بیاورم لامصب خیلی قشنگ است غبغب رفقای جیب من می گفتن رفقای جیب من می گفتند #مهیارسنائی_همدانی غبغب به تو می آید پس چرا در نمی آوری قلم لکلک من نیز بسان پیشترها می گفتم کدام گلو با گندم غبغب در آورده است .. که که گلوی من در بیاورد و یکی تی پا خورده ی دُرست دهان دُرست در مقابل پلمپ دکان مرا پیش کشید و در گوش من گونه ای که شما نشنوید و صرفن من بشنوم ..گفت گفت در جایی نام پدر با دختر ثبتیده ست واویتان فیلم برادر با خواهر ظبطیده ست واویتان مادر و پسر را پدر با دشنه ضربیده ست .. تازه مردان شهر #کلمن ها را برداشته اند تا آب معدنی بفروشند نامردان #مهیارسنائی_همدانی اردی بهشت سال یک هزار و سیصد و نود و چهار خورشیدی
) تا گوشهامو تیز کردم شنیدند یه عده می گفتند عمو حسن توو راهه حواستون باشه عمو حسن داره میآد سریع جم شین صف شین خم شین یک دو سه دِ بروکه رفتی یعنی از ترسشون فرار کنن و برن قایم شن ؟ نه نه..مه یار..نه مقصودشون این بود که برن و یه پاتک درست و درمون به راسته ی لوازم نگارش فروشی ما بین خیابون اکباتان و جناب باباطاهر عریان بزنن و متمایل بشن به طرف امامزاده و بعد برن دور میدون فرودگاه بشینن و پس از سلام و درود و خیر مقدم «باز» یه نماینده انتخاب کنن تا یه نامه درشت مرشت واسه عمو حسن جونشون بنویسه به این عنوان از هم میهنان محذوف به عمو حسن جون رئوف از هم میهنان محذوف..به عمو حسن جون رئوف عمو حسن جون رئوف..تو رو به خدای معروف اگه نامه مون به دستت رسید؟ پشت گوش ننداز نگاه نافذ تو .. بصورت کامل .. بدآر معطوف خب ، بعد از عنوان نامه چی نوشته بود ؟ یه عمر زبون لای دندون کرموت گرفتی دردت نیومد حالا توو این مدت کم دردت گرفت..نه دندون رو جیگر نگذار .. گوشدار معلوم بود که در حین نگارش نامه خلبان تیاره اروپایی گیج بازی در آورده بود و شکم آسمون الوند رو جر داده بود و یه تکه ابر درشت یکراست افتاده بود توو چش راست مداد نماینده ی منتخب و از شرم .. آب شده بود #مهیارسنائی_همدانی سوم شهریور هزار سیصد و نود و چهار خورشیدی-همدان
( گوه از درونش درمیآد بعد به #کارگر _ رایگان مستراح عمومی پارکینگ سینا همدان می گه مایع دستشویی هم نمی خرن بذارن تو مستراب (مستراح #مهیارسنائی_همدانی / احیا کنید دگرباره فرهنگ سپاسگزاری را #mahyarsanaeihamedani
( در بهار آزادی"جای من یکی خالی ست #مهیارسنائی_همدانی
( و من این قناری خاموش نغمه ای خواهم خواند در روز باژگونی آزور در گوش دشمن و دوست #مهیارسنائی_همدانی / @mahyarsanaeihamedani #mahyarsanaeihamedani / #مهیارسنائی #شعر #شاعر #مهیارسنایی #آزادی #ظهور #پیروزی #واخواست_مهیارسنائی_همدانی
( تا بودم نحرفیدی حالا بحرف #مهیارسنائی_همدانی
( پرسیدم..اگه بمیرم چکار می کنی..پاسخ داد..خدا نکنه..گفتم..خدا نکنه که نشد جواب..باید بگی..مثل خودت که پاسدار و پیش بر زندگی خودت و خانواده خود بودی پاسدار و پیش بر زندگی خود و خانواده خود خواهم بود #مهیارسنائی_همدانی
( هر آنکه راس اموری منسوب است وانهاده امور دولت خود منسوب است? #مهیارسنائی_همدانی
( #روزارتش بر ارتشیان که من #مهیارسنائی_همدانی نیز با افتخار #ارتشی بوده و هستم گرامی و مبارک بادا
- تقدیم به : کربلایی ن ح ..و..عزیزانش - کج شانس - تا بلندگوی مسجد جامع بیدار می شود دانشمند در مرکز شقیقه هایم بیمار می شود و چون بیمار می شود بیکار نمی شود بر می خیزد دستهایش را تا به آرنج در حوض حیاط می شوید کوله پشتی اش را بر می دارد از خانه خارج می شود با کوچه خداحافظی می کند در خیابان فرعی پروانه ی فرضی را سوار می شود دشت ها را می بوید چشمه ها را می نوشد کوهستانها را می بوسد موجها را می پوید از دریا که رد می شود پیاده می شود از ساحل که می گذرد سلام می گوید پیشانی می ساید تا لبیک در دهانش شکل می گیرد لبهای مادرم شلوغ¹ می کند باز .. نمی شود #مهیارسنائی_همدانی - ¹. السلام عليكم و رحمة الله و بركاته - #طواف #کعبه #زیارت #نماز #حسن_سنائی_غیائی #دلگریسته_های_مهیارسنائی_همدانی #شعرکعبه #شعرطواف #خدا #زائر
ظهر تابستان تنها .. در آستانه ی حِصار و چشمهای تو با لبخند من - ایستاد با یک خط سخن کرشمه ی ارشد لب های تو در قلبم (مغزم) تولد یافت من بااااختم و تو بُردی آه ای کانیِ کانی هایِ مهیارسنائی کانی تاخت #مهیارسنائی_همدانی / #چشم_ژاپنی_مهیارسنائی_همدانی #چشمژاپنی_مهیارسنائی_همدانی / دهم مردادماه هزار و سیصد و نود خورشیدی
( هر که رسید (آفرین!مثل_انگلستان و روسیه و هند و شوروی و لهستان و آمریکا) تا دید به خمیم آهاااااا حالا هم انیرانیهای خانه بدوش انیه مردم خور مردم کش بد چهر مورد تایید دوصد ساستا #مهیارسنائی_همدانی عاصی از بنجلها
( پس از من آسمان تو را چه می شود بی تا ببین که دستهای سترگ من پوسیده است یکی نشسته بر صندلی ی چوبین حروف نام مرا به چهر سنگ چیده است #مهیارسنائی_همدانی / 1398.1.22 / #آب #همدان #دخیل #اکباتان #سد با عنایت خالق و بشر #سدهمدان پر آب است
( تبر بستم درختی که تو را فردا ثمر دارد #مهیارسنائی_همدانی \ 1398.1.22 / #همدان #شمس_آباد_همدان #تبر #درخت
( ز کوچه درآمدم تو سیب م دادی/ همچو خودت سرخ و سپیدم دادی آن سیب که تو دادی هنوز هم دارم صد نقره بدادند ندادم عزیزش دارم/ #مهیارسنائی_همدانی
( #مهیارسنائی_همدانی گر میل ترقی می داشت..بر در مرکز پایتخت پرشیا #شعر می تاخت؟ / / طلب کاران طلبکاران من از #طالب طلب دارم
( نمکپاش؟ یه بلندگو دستش گرفته و از داخل ماشین در حال حرکت داد میزنه های مردم تخلیه کنید شرایط بحرانی ه.. سیل در راه ه# یکی نیست بهش بگه آخه دانشمند کو جات..کو جای اسکان همشهریات آخ که حیف از #خرم_آباد از چاله در بیآن داخل چاه بی افتن د هموطنام# / #مهیارسنائی_همدانی
( هرگز نروی از یادم خوشبختی؟ #مهیارسنائی_همدانی
( #مهیارسنائی_همدانی #نقاشی : مهیارسنائی همدانی ۱۳۷۱
( #باحیوانات_مهربان_باشیم #باجانداران_و_ناجانان_مهربان_باشیم #مهیارسنائی_همدانی /شیرینی ش رو نوش جان کرد و در آغوش من خوابید-قد یه جوجه اوردک هم سعادت نداری-دروغ می گم؟
#لالجین #لالجین_همدان #مهیارسنائی_همدانی #لالجین_شهر_جهانی_سفال /از شهر سفال( #لالجین_همدان ) دیدن کنید..بی تردید لذت بسیار خواهید برد/
( و ما آکنده از آزار به یکی دادار چشم سر دوخته ایم تا حمایت آغازد #مهیارسنائی_همدانی / / تصویر:(شوربختانه) جان باختن کودک در سیل شیراز-فروردین ۱۳۹۸
( آن کوزه چو #مهیارسنائی روزی در پس پس کوچه ی شبسوزی طرفه ی پیچ و خط ه چهر نگاری بوده است #مهیارسنائی_همدانی \ \ #شهر_سفال_جهان
( وطن تو را به کدامین سپارم تااا اشکند طلسم تو را باااا #مهیارسنائی_همدانی
( #مهیارسنائی_همدانی : یا سیاسی را نابلدند یا شعر را نابلدند هر دو را نابلدند آن وقت پیغام پسقام می دهند که شاعر جان تشریف آور فعالیت بنما عجباااا عزیز دلم : بند = حتمن که نمی شود زندان.اصلن گیر که بشود زندان.زندان سیاسی است؟ انسان سیاسی است؟ نام سیاسی است؟ یکی بخاطر دیگران 38 سال و یکصد و فلان تعداد ضربه شلاق و یکی دیگر هم در فکر نان.شعرناب هم که بماند.آکادمی ترانه خودش را کشت تا برای اوشان ترانه نویس نمایم جمع و جمیدم لاکن زمان ارسال ترانه به من که رسید احمقیم ما احمق خودم را می گویم.خورشید بر جهان نمی تابد می روم جایز نیست رفتم که بمیرم / / متن شعر سباسی خوانده شده در پست قبل درج است
) حواست چه باشد چه نباشد می آیند بالا می کشند می گردند پیدا که کردند بی #آزمایش و تفکیک #سره_از_ناسره می گیرند در گونی می ریزند و بعد یا با مشتی #سم و یا در #دستگاه_پرس_حمل_زباله قائله خاتمه می یابد ! ایران با چند استان تشکیل شده است ؟ آفرین استان با چند شهر ؟ آفرین و شهر با چند روستا ؟ باز هم آفرین می بینم که #ریاضی تان بهتر از ریاضی جناب #استفان_هاوکینگ است حالا که ریاضی تان برتر از ریاضی جناب استفان هاوکینگ است حساب کنید ببینیم که در ایران (چند پرنده ) و (چند نوع پرنده) موجود است حساب کردید متشکرم #مهیارسنائی_همدانی #فروردین_1396_ایران @MAHYARSANAEIhamedani #کبوتر #مرغ #بلبل #قناری #غاز #اردک #فنچ #باز #مرغ_عشق #
#مهیارسنائی_همدانی #توت_منی #پیش #پیشتر_بیشتر_چه #دیدار #ملاقات #لحظه #فهم #نفهمیدن #عشق #باران #برف #همدان #دفتر #شرکت #خدماتی #های #لا #لابلا #گفتار #معشوق #مهیارسنایی_بنیانگذارقالب_شعر_چندمنظوره #همدانی #همدانیها #می #شعر #شاعر #پیوند #آمیزش #آغوشم (با سلام و درود بسیار آنچه را که مطالعه داشته و می دارید جملگی به گذشته تعلق دارد-یعنی اشعاری را که طی ده سال اخیر سروده شده است تا به اکنون در هیچ رسانه ای منتشر نگردیده است لذا در کتاب درج خواهد شد )
- نترس! آزادي / بوستان مردم/ ی را ماند که مردم مي روند مي نشينند خسته مي شوند مي روند . بسان / مهيار سنائي/ که آمد نشست خسته شد و خواهد رفت ... #مهیارسنائی_همدانی @mahyarsanaei #mahyarsanaei #آزادی #بوستان #بوستان_مردم_همدان #مهیارسنایی_باز #شعر #نوشته #همدانی #ترس #وحشت #رفت #شادی #تفریح #جمع #جشن #دورهمی #ملاقات #دیدار #خبر #۱۳۹۵ #بهمن #دی #اسفند #هگمتانه #پرشیا #پارس #پرشین # @
next page →