bahar._.hessami

bahaar

#🚴‍♀️✒ |14 11=>6606.4818|¿?

Loading...
🚵‍♀️ "برای رسیدن به چیزی،باید یه چیز دیگه رو از دست بدی." تقریبا تو این مدت از همه یه بار و چه بسا بیشتر از یه بار، این جمله رو شنیدم.هنوز نمیدونم قراره دقیقا چی رو بخاطر چی از دست بدم تا به چی برسم؟ولی حداقل اینو فهمیدم که بخاطر هیچی ، دوچرخه سواری رو از دست نمیخوام بدم! تِمام. پ.ن:یه "مَگَر..." قبل از "تِمام" اضافه میکنم و میگم : مگر... نوشتن! که تو این موردم باز باید اضافه کنم که من و دوچرخه م و نوشتن دوستای خوبی هستیم واسه هم، دوچرخه سواری به نوشتنم کمک میکنه،شاید یه روزم قلمم درباره ی دوچرخه م بنویسه و خلاصه اینکه من مینویسم و دوچرخه مو میرونم و مابقی هرچی که میخواد از دست بره ...اره... ما دوستای خوبی هستیم واسه هم. . . #دوچرخه #cycling #دوچرخه_سواری #bikingirl #دوچرخه_سوار #cyclinglife #دوچرخه_کوهستان #cycling #دوچرخه_اسکات #bikelife #سایکل_توریست #biking #cycltourist #biker #nuture #writersofinstagram #writing
🌱 ماشینی هستیم که از کودکی برنامه ریزی اش میکنند برای آنکه جهان را انطور ببیند که بزرگترها خواسته اند... پس من کی باید جهان را ان طور ببینم که هست؟ و مگر ما چندبار به دنیا می آییم؟ | #رضا_قاسمی | . 📸 by: @sina._.hooshmand . #nature #travel #friends #اردیبهشت۹۸
#🚴‍♀️🚴‍♂️🍃 همه چی از یه کادوی تولد ۷-۸ سالگی شروع شد.یه دوچرخه ی بچگونه ی قرمز با کمکای دو طرفش و طرح کارتونی ... استارت خورد. و تا اینجا کشیده شد... دقیقا تا ۱۴ سال بعدش. دوچرخه روندن برای من هدف و مدال و مسابقه نیست،حتی حرفه هم نیست، دوچرخه یک روش ِ زندگی ِ . من با دوچرخه ، زندگی میکنم! و با دوچرخه روندن،زندگی کردن رو یاد میگیرم! البته زندگی نه به معنای روزمرگیه آدمای اطرافم، نه ... حتی این حس اونقدر پررنگ و قوی هست که تاحالا بارها به سرم زده همه چی رو ول کنم و برم جایی که فقط و فقط شرایط برای دوچرخه روندنم فراهم باشه و تمام . . . . یک روزی این کارو انجام میدم . میرم . و درجواب هرکسی که بگه کارم احمقانه است میگم:من زنده ام ، پس میخوام زندگی کنم. #someday 💫 . . . #bikingirl #biking #bikelife #biker #bikergirl #bikelover #cyclinglife #cycltourist #cycling #scott #goodfriends #دوچرخه_سوار #دوچرخه #دوچرخه_اسکات #دوچرخه_کوهستان #دوچرخه_زندگی #سایکل_توریست #تجربه_سفر #دوچرخه_سواران #دوچرخه_سواری #دوچرخه_سواری_بانوان #
🎭 ظرفیت روز اول رو به اتمام است "آنتيگونه"🎭⬇ اثر ماندگار "سوفوكل" كارگردان: احسان خيرمند تهيه كننده: سجاد افشاريان شروع تخفيف هاي٥٠٪؜ براي "دانشجويان" تخفيف هاي ٢٥٪؜ و ٣٥٪؜ براي خريد هاي "گروهي" 🔴براي روز اول تعداد "محدودي" بليت باقي مانده از ٢٣ارديبهشت تا ١٣ خرداد ٩٨ / تالار حافظ براي خريد و اطلاعات بيشتر به سايت تيوال مراجعه كنيد tiwall.com/p/antigoneh4 اينستاگرام: ‏theatr.antigone@ . #آنتیگونه #سوفوکل #سجاد_افشاریان #تئاتر #حافظ #بازیگر #کارگردان #اجرا #طراح_حرکت_ #تهیه_کننده #طراح_نور #طراح_گریم #طراح_صحنه #تالار_حافظ #بازیگر #کارگردان #
🎭 ✔پیش فروش آغاز شد... "آنتیگونه پولونیکوس را در حافظ به خاک میسپارد" 🎭نمایش آنتــــیگونه اثر ماندگار سـوفـــوکـل مترجم:دکتر نجف دریابندری کارگردان:احـــســان خیـــــرمنــد تهیه کننده:سجاد افشاریان دستـــیار کارگـــردان: ســـــــــارا هرنــــــدی منشی صحنه:بـــهاره حـــسـامـی بازیـــــگران :عــدنان محمدی پور- ستایش زینلی علیرضا امین عطائی-حامد مهدی نژاد-کیانا امین عطایی آهنگساز و طراحی صدا:علی سینا رضانیا طـــراح صحـــنه:یـــوسف قـوچانی اجرای دکور: سامان قوچانی طـــراح حـــرکت: ســــاریــنا شــاد طـــراح نـــــــور:حــسام حـــسینی دستیار نور: محمد حسین رضایی طـــراح گـــریم : فریماه فرجی طراح گرافیک : سعیدرضوانی مدیر تولید : امید امید پور تیزر: امید میرزایی عکاس: غزال عنایتی برنامه ریز: سعید بابایی روابــط عمومی : صـــدرا صـــبـاحی مجری طرح :موسسه فرهنگی هنری اورنگ (مدیرعامل مهتاب رحیمی)و موبایل اسکار ⬜ ۲۳ اردیبهشت ۹۸ لغایت ۱۳ خرداد ۹۸ ◽تــــالار حــــافظ ساعت۲۱:۳۰ ▫️اینستاگرام: @theatr.antigone ❌لینک خرید بلیت در بیو. رسانه تئاتر باشید... #آنتیگونه #سوفوکل #سجاد_افشاریان #تئاتر #حافظ #بازیگر #کارگردان #اجرا #طراح_حرکت_سارینا_شاد #تهیه_کننده #طراح_نور #طراح_گریم #طراح_صحنه #تالار_حافظ . @sajadafsharian @setayesh._.zeinali @kheyrmandehsan @adnan_mohammadipour @sarah_harandiii @hamedmehdinezhad @sarinashad.official @k.aminataee @alireza.aminataee @bahar._.hessami @ghazal.eny_photography
🍃 بگو چکار کنم؟ وقتی شادی به دم بادبادکی بند است و غم چون سنگی مرا در سراشیب ِ یک دره دنبال می کند. |غلامرضا بروسان|
#🚴‍♀️🚴‍♂️ عادت داریم زندگی رو مقصر بدونیم و همه تقصیرا رو بندازیم گردن دیگرون. اینکه اینجا نمیشه از خونه بزنم بیرون و تو کمتر از یه ربع شهرو با آدما و شلوغیاش ترک کرده باشم و تو چشم بهم زدنی به دشت و کوه رسیده باشم ... اینکه اینجا دوچرخه سواریم محدود به یه روز در هفته اونم تو یه پیست مصنوعی شده ... و سفر های سایکل توریستی چند ماه یه بارم بخاطر مریضی و بستری شدن تو بیمارستان کنسل میشه... مقصرش کیه؟ زندگی؟ خودم؟ دلتنگی فشار اورده و تو ذهنم فکرا میان و میرن ؛اگه همین الان ساعت ۷ عصر سوار دوچرخه م شم و از خونه بزنم بیرون ، چیزی جز ترافیک ماشینا و ادما و ساختمونا اون بیرون در انتظارم نیست .هست؟ دلتنگ ِ گذشته ای هستم که تو زندگی هر آدمی خواه ناخواه دچار تغییر میشه ، تو اوج دلتنگی فقط به این فکر میکنم که حتی شاهکار ترین اجرای تئاتر و خفن ترین کلاس هنری تو این شهر بزرگ نمیتونه لذت ساعت ها دوچرخه سواری تو دل طبیعت ِ اون شهر کوچیک رو برام جبران کنه...! ولی ازونجایی که عقل حکم میکنه و زندگی اجبار میکنه،میدونیم شب و روز دوچرخه سواری کردن واسه آدم نون و آب نمیشه. پس میشینیم کنج خونه و آه میکشیم وبا حسرت عکسای قدیمی ِ دوچرخه سواریمون رو نگاه میکنیم :) _عکس برای اوایل تابستون ِ ۹۷ ِ . . #دوچرخه #cycling #دوچرخه_سواری #bikingirl #دوچرخه_سوار #cyclinglife #دوچرخه_کوهستان #cycling #دوچرخه_اسکات #bikelife #سایکل_توریست #biking #cycltourist #biker
#1_ordibehesht_98 🎂🎈🧡 حاضرم هزار بار دیگه این زندگی رو از اول شروع کنم ؛ فقط به این شرط که هربار تک تکتون کنارم باشین تا تولد ۲۱ سالگیم،وسط پارک از شدت ذوق مرگی بالا و پایین بپرم و جیغ زنان ، بهترین و غیر منتظره ترین تولد عمرمو باهاتون، رو "زیر انداز" ، جشن بگیرم/^_^\❤ . #bestfriends #bestmoments #oneofthebestnights #surprise #21_april
• قرار نبود هدیه بگیرمت؛قرار بود هدیه داده بشی!حالا که قبل اینکه بتونم پیدات کنم و کادوپیچت کنم، یهو از آسمون افتادی زمین، به خودم هدیه شدی و برای من شدی، پس میگیرمت جلوی چشمام تا بگم "آره ... مثل خون در رگ های منی" پ.ن:ازون روز که این کتاب رو تو کتابخونه دیدم تو فکر خریدنش بودم...و حالا به طرز غیرمنتظره ای تو دستای منه!حال آدم رو با چی خوب کنیم؟ با هدیه دادن کتاب؟ با شاملو و آیداش؟با نامه ها و شعراش؟ با مثل خون در رگ های مَنِش ^_^ <3 . Photo by:@sina._.hooshmand 📸 #احمدشاملو #آیدا_شاملو #شاملو #مثل_خون_در_رگ_های_من #کتاب_هدیه_دهیم #ایران_مال #فروردین_۹۸
• چند شب پیش یه عکس سه نفره ثبت شد،به جای بهار ِ ۵ ساله ی تو عکس،بیست سالم بود و به عنوان خواهر عروس کنارت وایستاده بودم و هم قدت بودم،تو به جای پالتوی گشاد و آستینای آویزون،توی لباس عروس قد کشیده بودی،تور عروس داشتی و دهن همه از خوشگلیت بازمونده بود. جای آدم برفی رو مهمونا پر کرده بودن و از همه مهم تر شریک زندگیت کنارت وایستاده بود ...و درحالیکه دستای شما تو دست همدیگه بود و لبخند میزدین یه عکس سه نفره ثبت شد ... از این لحظه به بعد تنها چیزی که میخوام تو همه ی عکسا ثابت بمونه ،دستای شما تو دست هم و لبخندای از ته دلتونه ♥️ -انصاف نیست اونقدر بزرگ شده باشی که ازدواج کنی و اونقدر بزرگ شده باشم که دیگه کاپشن صورتیم تنم نشه! انصاف نیست نتونیم یه بار دیگه زیر دیوار حیاط آدم برفی بسازیم و با دماغ قرمز شده از سرما زل بزنیم به دوربین و بخندیم... حالا که اینقدر بزرگ شدیم حداقل دستای همو ول نکنیم هیچ وقت. پ.ن:اینکه من بیام یواشکی عکس بچگیاتو رو کنم و فرار کنم 🤪چیزیو تغییر نمیده و بهرحال چه اون موقع،چه الان،چه صدسال دیگه ، تو همیشه خوشگلترین خواهر دنیایی ^_^♥️ . #childhood #sissy #bigsister #littlesister #happywedding #happiness #bestwishes #simlealways #childhoodmemories
. امروز خیلی اتفاقی پادکست مصاحبه ی رادیو ایران با فروغ فرخزاد رو گوش دادم، وقتی (زنده یاد ایرج گرگین ) مجری رادیو از فروغ راجع به زندگی و شرح حالش میپرسه ، فروغ در جواب میگه که به نظرش بحث کردن دراین باره خیلی کار خسته کننده و بیهوده ایه ! فروغ میگه : این طبیعیه که هرکسی که به دنیا میاد بالاخره یه تاریخ تولدی داره،اهل یک شهریه و یه مشت اتفاقای معمولی و قراردادی هم براش افتاده که بالاخره برای همه میفته ؛ مثل تقلب کردن دوره ی مدرسه ، عاشق شدن دوره ی جوونی ، عروسی کردن... . اما اگه این شرح حال منظور توضیح دادن یه مشت مسائلیه که به کار آدم مربوط میشه،پس در مورد فروغ میشه گفت "شعر"! همین جرقه ای بود تا به خودم نگاه کنم ، اگه به قول فروغ اتفاقای قراردادی و معمولی زندگیمو سوا کنم و بزارم کنار ، چی تو زندگیم باقی میمونه که بشه بهش گفت کار ؟ چی میتونه شرح حال من باشه؟! دوچرخه سواری ؟نوشتن؟ شعر؟ نقاشی ؟ یا ...؟ این مصاحبه تو اخرین دقایق سال ۹۷ تلنگر خوبی بود تا برای سال پیش رو بیشتر رو این جمله فکر کنم .#شرح حال من چی میتونه باشه؟! یا بهتره اینطوری بگم"#من چه شرح حالی برای زندگیم میخوام؟" . #فروغ_فرخزاد #ایرج_گرگین #رادیو_ایران #مصاحبه_فروغ_فرخزاد #شرح_حال_من #پادکست #پایان_سال_۹۷ #اسفند_۹۷ 🍃
•It takes a lot to know a women💫 It takes a lot to give To ask for help To be yourself To know and love what you live with It takes a lot to breathe To touch, to feel The slow reveal Of what another body needs... •خیلی طول میکشه تا یه زن رو بشناسی...💫 #8_march #damienrice 🎵 •Photo by:@sina._.hooshmand
☁️🗻☁️ بر صخره ای ایستاد و به ابرهای پایین پایش خیره شد.به چه فکر میکرد؟ فقط خودش میدانست و خدای خودش... | #س_ه | . She stood on a rock and stared at the clouds down hers feet.what was she thinking?only she knew and hers god...
#👀 Eyes talk \^؛^/
❄ برای عوض کردن زندگیمان،برای تغییر دادن خودمان هیچ گاه دیر نیست،هرچندسال که داشته باشیم،هرگونه که زندگی کرده باشیم،هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم،باز هم نو شدن ممکن است. حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد باید افسوس بخوریم.باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. | #الیف_شافاک |
#کوچه_پس_کوچه_های_بوشهر وقتی صبح زیر بارون توی بافت قدیمی و کوچه پس کوچه های خیس بوشهر پرسه میزدیم و از یه طرف صدای خالی کردن بار توی اسکله رو میشنیدیم و قبلش خلیج فارس با صخره و موج و مرغ های دریاییش حسابی عقل از سرمون پرونده بود، قلبمون تالاپ تولوپ میزد و هیچ جوره نمیخواستیم حداقل به این زودیا از بوشهر بریم اما دقیقه شمار ساعت یادمون میاورد که کمتر از ۲ ساعت دیگه ناچاریم با بوشهر خداحافظی کنیم . دقیقا همون لحظه، دل کندن از بوشهر ، سخت ترین قسمت سفر بود. #بوشهر_بارانی #بوشهر_زیبا 💚 #خلیج_فارس #سفر_اهواز_تا_بوشهر #سایکل_توریست #سفربادوچرخه #بهمن_۹۷
•🌴🚴‍♀️ When someone says You can't do it. Do it twice, And take pictures. #نخلستان 🌴 #آبپخش_نگين_هميشه_سبز_استان_بوشهر #سفر_اهواز_تا_بوشهر #بهمن_۹۷
#🚴‍♀️💪 _"دخترا مزاحمن و جلوی دست و پارو میگیرن" این تنها جمله یی بود که وقتی ۲۰ الی ۳۰ کیلومتر نهایی مونده به بوشهر رو زیر بارون و باد شدید از روبرو رکاب میزدیم ، تو ذهنم بارها و بارها تکرار شد . شب ِقبل وقتی دنبال جایی واسه خوابیدن میگشتیم مهمون یکی از خونواده های مهمون نواز خوزستانی شدیم و شب رو توی جایی به اسم "چهارروستایی "موندیم. شب صاحب خونه بعد از کمی من و من کردن حرف دلش رو رک و پوست کنده زد و پرسید:"حالا اینو چرا با خودتون اوردین؟" باید بگم که منظور از "این" اشاره ی مستقیم به خود شخص بنده بود ! ایشون معتقد بود که" دخترا جلو دست و پارو میگیرن و مزاحمن ..." شنیدن این جمله از زبون پیرمرد مسنی که از بچگی تو روستای کوچیکی بزرگ شده و بچه و نوه هاش و نسل های بعدش هم قراره به همون شکل فامیلی روستارو بچرخونن عجیب نبود!اصلا عجیب نبود... فقط اون یک جمله با من کاری کرد که فردای اون روز نیروی من هزار برابر شده بود ،طوری که حتی میتونستم از بوشهر تا خود تهران رو رکاب بزنم ! و چه بسا مسافت های بیشتر... دیگه هیچ چیزی نمیتونست منو خسته کنه یا از پا بندازه... بهرحال این دختر مزاحم و دست پا گیری که پیرمرد میگفت؛ تنها دختر توی گروه بود و هرروز پا به پای مردا میانگین ۱۰۰ کیلومتر رو رکاب زد و کسی هلش نداد و از گشنگی و خستگی و سرما و گرما هم دم نزد و کیلومترها دور از خونه پابه پای همسفراش روی خاک و سنگای کنار جاده دراز کشید و خستگی در کرد و سعی کرد که توی سفر برای همسفراش یک#همسفر باشه نه یک #مسافر یکی از بهترین سفر هام رو با #بهترین_همسفر ها تجربه کردم💪💚🚴‍♀️🤛🤜 رکابزنی در مسیر: #اهواز #امیدیه #بندردیلم #بندرشینیز #بندرگناوه #نخلستان های_آب پخش و در نهایت #بوشهر 🌴 #بهمن_ماه_۹۷ #سفر_اهواز_تا_بوشهر #سفربادوچرخه #سایکل_توریست #همسفر
next page →