farboodbahmani

FarbooD Bahmani

نویسنده و ترانه سرا ، گیاهخوار ، کاردان ( تکنسین ) فنی پشتیبانی دستگاه های ATM , VTM , POS , RECYCLER

Loading...
بی خانمان تر از ما در هیچ جا نباشد قومی چو ما اسیرِ دامِ بلا نباشد از آستینِ همت ، دستی برون نیاید زیرا که دستِ ما جز بهرِ دعا نباشد آوار و سیل و آتش ، بیداد و قتل و غارت روزیِ ما به غیر از این تحفه ها نباشد در سفره ای که گردد کوچک تر از همیشه آبی دگر نبینی ، نانی به جا نباشد از بهرِ هر که جز ما کرده خدا ، خدایی اما برایِ ما او ، یک دم خدا نباشد احوالِ ملکِ ویران با هر که گفتم او گفت دردی ست غیرِ مردن ، کآن را دوا نباشد فربود بهمنی
با شعله هایِ اشکم ، کز دل زند زبانه خطی نوشتم از نو ، بر لوحه ی زمانه گل بوته کرده اما بی رنگ و رو به هرجا آمد ز ره بهاران ، بی طبل شادمانه در خانه ای که ویران ، دیگر نخوانَد آواز آن بلبلِ سحرخوان ، در خلوت شبانه خشکیده در رگِ شهر ، خونِ امید و شادی راویِ قصه زنجیر ، آزادگی فسانه فرجامِ خانه باشد ، آباد و شاد و آزاد حتی اگر نباشد ، از ما دگر نشانه فربود بهمنی
خواهشِ همیشه دور از تو رنگِ حسرت ، پاشیده در شبانم تو حالِ من ندانی ، من جایِ تو ندانم ای خواهشِ همیشه ، ای آرزویِ ناکام نقشِ خوشَت نشسته ، پیدا به بومِ جانم دریایی از ستاره ، می ریزد از دو چشمم آتش به جایِ واژه ، می بارد از زبانم روزی که بگذری چون رویایِ نوبهاری هر لحظه بشکفد گل ، بی وقفه در خزانم فربود بهمنی
با هر ضربان ، تپیده ای تو چون جان به رگم ، دویده ای تو بردی ز خودم ، تمامِ من را تا سویِ خودت کشیده ای تو آن گونه غمت سرشته با من کز جمله مرا گزیده ای تو تاری ز جفا و پودِ مهری با جان و دلم ، تنیده ای تو چون بویِ خوش و لطیفِ باران در دشتِ تنم وزیده ای تو در هر نفسی میانِ اشکم بر دفترِ دل چکیده ای تو هر بار ز من اگر بپرسی هر بار ز من شنیده ای تو فربود بهمنی
گفت یک مردم نما در انجمن تا توانی همسر خود را بزن باید او طاقت بیارد هر زمان هرچه رنج و درد و بیداد و محن در چنین فرهنگ نابِ ! زورکی این بوَد تصویرِ نیک از مرد و زن ساده و مظلوم و منقاد و مطیع بی فغان و اعتراض و بی سخن بی سواد و جاهل و خانه نشین مهر و مَه نادیده و نازک بدن بهر آزار و کتک در هر زمان وانهاده جان و دل همراه تن آن مخاطب می شنید و منفعت بودش آن که بسته بگذارد دهن بهر سیم و زر نموده او حراج نقد اخلاق و شرف را در زَمَن دیگران زاین صف بدان صف پر شتاب گوسفندی چون به سودای چمن تا ز قاب شیشه ای این یاوه ها شد سرازیر آن زمان بر گوش من خون به جوش آمد مرا ، بر سینه ام گوییا سنگی نهاده شد سه من یادم آمد ناگهانی نکته ای از زبانِ یک حکیمِ بَرهَمَن از صدا سیما خردورزی خطاست همچو جُستن بوی سنبل از لجن فربود بهمنی
آهنگ ، دلِ عاشق خواننده ، علی رستمیان ترانه‌سُرا ، فربود بهمنی آلبوم ، نگارِ من ( تو مرو ) پخش از موسسه فرهنگی چهارباغ بانگ @alirostamian74 @mohammadrezarostamian @avarostamian @chaharbagh.bang
🎼 بی‌گناه با صدای «ملاحتِ‌حدّاد» منتشر شد. . @malahat_haddad . . موسیقی در مخالفِ‌سه‌گاه ساخته ی فریبرزِ فرهنگ‌مِهر ترانه‌سُرا : فربودِ بهمنی @fariborz.farhangmehr @farboodbahmani . این اثر در کانال تلگرام دوست ارجمند و هنرمندم فریبرزِ فرهنگ‌مِهر ، برای شنیدن و دانلود در دسترس است . t.me/FariborzFarhangmehr نوازندگان : . ویولنسل : #کریم_قربانی @karimghorbani ویولا : #علیرضا_دریایی @alireza_daryaei_1367 سنتور : #بهزاد_شایان_فر @behzadshayanfar تار : #کیارش_روزبهانی عود : #حبیب_خرمی @habib.khorrami ویولن : #فریبرز ِ_فرهنگ‌مِهر @fariborz.farhangmehr . #موسیقی_ایرانی #مخالف_سه_گاه #فریبرز_فرهنگ_مهر #فربود_بهمنی #ملاحت_حداد #آواز_بانوان . .
پیشکش به آینه های زندگیمان ؛ آنان که ما را همان‌گونه که هستیم دوست دارند و بهتر از آنچه هستیم نشان می دهند . پاک و پیراسته ای ، آینه جان چون گل آراسته ای ، آینه جان آرزویِ همه شب تا به سحر از خدا خواسته ای ، آینه جان قیمت روشنیِ آبِ زلال هر زمان کاسته ای ، آینه جان مهر تو در دل ما زود نشست تا که برخاسته ای ، آینه جان اهرمن سجده کند بر تو از آنک پاک و پیراسته ای ، آینه جان فربود بهمنی
باز هم غفلت ، باز هم رخداد ، باز هم داغ بر داغ زمین ، ضحاکِ بی رحمی ست اینک جوان خوار است و سیری ناپذیر است بسا گنج و گُهر در سینه ی او غم و درد و بلایش بر فقیر است دهان وا کرده اند آن خیره ماران به قربان کردنِ آن کاو نه پیر است کشیده نیشْ خنجرهای دندان برای کشتن و خوردن ، دلیر است چه زود این آشیان خالی شد از مهر برای عاشقی کردن چه دیر است پس از سلطانیِ کفتار ، حسرت خوراکِ شامِ بی فردایِ شیر است دریغا آن طلوعِ سرخِ امید که در زندانِ سردِ شب اسیر است فربود بهمنی
باز هم آتش سوزی، باز هم بی تفاوتی ، باز هم سوختنِ هم میهنانِ دانش آموز شادی از این خانه روگردان شده در کدامین کوچه سرگردان شده در گلوها سربِ سنگینِ هوا زخم ها در سینه ها خندان شده سر به زیرِ برفِ خاموشی فرو بی خیالی کارِ شَبوَندان شده این قفس را آنچنان کش داده اند تا کمی اندازه ی زندان شده ما حنابندان ز خاطر برده ایم کوچه در رهنِ عزابندان شده از شکر ، تلخیِ گَسی در دهان زهرِ جامد ساکنِ قندان شده غم گلویم بسته و اشکم دو چشم شادی از این خانه روگردان شده فربود بهمنی
🎼 پایانِ‌کارِ « بی‌گناه » قطعه‌ای در مخالفِ‌سه‌گاه با صدای « ملاحتِ‌حدّاد » که بزودی پخش خواهدشد. . آهنگساز : فریبرزِ فرهنگ‌مِهر ترانه‌سُرا : فربودِ بهمنی . ١۵ آذرماهِ ١٣٩٧ . @malahat_haddad @fariborz.farhangmehr @habib.khorrami @behzadshayanfar . #کریم_قربانی #علیرضا_دریایی #فریبرز_فرهنگ_مهر #حبیب_خرمی #بهزاد_شایان_فر #کیارش_روزبهانی #فربود_بهمنی #ملاحت_حداد #موسیقی_ایرانی #موسیقی_ملی #مخالف_سه_گاه . .
به رسوایی و عشقِ تو در جهان دلِ ساده ضرب المثل کرده ام به تلخی ، فنا در وفاداری ات جوانیِ همچون عسل کرده ام نمی خواهم از تو دگر پاسخی معمایِ پیچیده حل کرده ام در آغوشِ من جایِ تو نیست ، نیست خودم را ، خودم را ، بغل کرده ام فربود بهمنی
خوش تر آن که گُلی خوش رنگ و بوی ، نشسته در کشویِ زنگار گرفته یِ بی مکان باشی ، که بیدادِ زمان ، کلید به دستِ بادِ فراموشی اش سپرده ، بی نیازِ آراستن ، بی شوقِ جلوه گری ، بی غمِ نان ‌؛ تا آن که گِلی بی بوی و خاصیت ، با هزار زر و زیور و زرق ، به هیأتِ گُلی درآمده ، بر هر بازار عرضه شده ، دستمالِ هر مدعی و پامالِ هر گذرگاه ، همه خواهش ، همه تمنا ، و آن گاه ، گرداگردش هیاهویِ بسیار بر سر هیچِ مدعیان فربود بهمنی
یورش ، تجربه ی یک همکاری ناب با استاد سیامک آقایی و گروه گوشه ------------------------------- زخمه زخمه زخمه تار رشته رشته رشته پود لحظه لحظه لحظه آه رفته رفته رفته رود آه ای سپیده ی امید بیداران سرها به راه تو فتاده از یاران در خامشی شب برآ چو فریادی بر کام تشنگان بزن بزن باران روحانی ، آهنگین ، خنیاگر شورانگیز ، رنگ آمیز ، چون آذر دل با دل ، تن با تن ، سر با سر هم بسته ، هم پیمان ، هم باور یورش ببر * قطره قطره قطره تو قطره قطره قطره من جرعه جرعه جرعه جان تکه تکه تکه تن این تکه تکه تن فتاده هر جایی این جرعه جرعه جان خمش ز گویایی هم پای من بیا که قطره قطره رود پیدا شود از آن خروش دریایی رو در رو ، آتش خو ، توفان کن دیوانه ، دیوانه ، عصیان کن رخنه در دیوار زندان کن هم بسته ، هم پیمان ، هم باور یورش ببر * نعره نعره نعره خشم نغمه نغمه نغمه شور چکه چکه چکه اشک چشمه چشمه چشمه نور بر لب رسیده جان دگر ز تنهایی با من بیا بخوان سرود شیدایی پر کن فضای دل ز بانگ آزادی نقشی بزن به شب ز صبح رویایی دل دریا ، دل دریا ، دل دریا بی پروا ، بی پروا ، بی پروا پتکی کن بغضت را ، خشمت را هم بسته ، هم پیمان ، هم باور یورش ببر بر شب چون اخگر آتش فکن در هر خشک و تر پا وامکش یک دم از رفتن یورش ببر از این در بگذر یورش ببر * فربود بهمنی --------------------------------- @siamak_aghaei @shervin.mohajer @danyalmemarnezhad @payam__javani @homayounjahanshahi @maysammaleki @mehrzadazamikia @nima__jozi @mehdiii.amiini.raad @neda_siahkola
عیدِ قربان ما بود آن روز کز بدی ، جمله دست برداریم گر کَسان خونِ بی گنه ریزند ما به جایش درخت می کاریم فربود بهمنی
. دل دریا... دل دریا... دل دریا... بی پروا... بی پروا... بی پروا... پتکی کن بغضت را خشمت را هم بسته هم پیمان هم باور یورش ببر بر شب چون اخگر آتش فکن بر هر خشک و تر پا وا مکش یک دم از رفتن یورش ببر از این در بگذر یورش ببر... . کنسرت "یورش" هشتم و نهم شهریورماه ۱۳۹۷ تالار اندیشه حوزه هنری . شاعر: فربود بهمنی . آغاز فروش بلیط چهارشنبه ۲۴ مردادماه ساعت ۱۹ از طریق سایت "تیوال" www.tiwall.com . با سپاس از زحمات جناب آقای سعید شفیعی برزی @farboodbahmani @saeidbarzi @masoodbarzi @hafdang @zicwall #کنسرت_یورش #کمانچه #شروین_مهاجر #کمانچه_آلتو #مهرزاد_اعظمی_کیا #تار #میثم_ملکی #تارباس #پیام_جوانی #نی #نیما_جوزی #تنبک #همایون_جهانشاهی #آواز #دانیال_معمارنژاد #آهنگساز و #سنتور #سیامک_آقایی #کنسرت_موسیقی_ایرانی #کنسرت #ایران #santour #santur #siamak_aghaei
بر وطن هر دم خورَد چوب حراج بی تفاوت ، صبر و عادت می کنیم بر هر آن آزاده ی میهن پرست با سکوت خود خیانت می کنیم فربود بهمنی #دریای_خزر
next page →