ghorban_mohamadpour

Ghorban Mohammad Pour

نويسنده و كارگردان زبان مادري سال ٨٩ دل بي قرار ٩١ آنچه مردان درباره زنان نمي دانند٩٣ سلام بمبئي ٩٥ دختر شيطان ٩٦ عاشقي در هانوي ٩٧

Loading...
می گویند قلب هر کس به اندازه مشت بسته اوست اما من قلب هایی دیده ام که به اندازه دنیایی از محبت عمیق اند . دل های بزرگی که هیچگاه در مشت های بسته جای نمی گیرند ، مثل غنچه ای با هر تپش شکفته می شوند . دل های بزرگی که مانند کویر نامحدودند و تشنه اند تا اینکه ابر محبت ببارد‌ . در عوض دل هایی هم هستند که حتی از یک مشت بسته ی کوچک هم کوچکترند ، دل هایی که شاید وسیع هم بتوانند باشند اما بیش از یک بند انگشت هم عمق ندارند و شما هرگاه خواستید بدانید قلب تان چقدر بزرگ است به دست تان نگاه کنید وقتی که مهربانی را به دیگران تعارف می کنید
آقای رئیس جمهور ! دلار شده شانزده هزار تومان
میگن یه روز تمام احساسات بشری دور هم جمع بودند ، دیوانگی پیشنهاد داد غایب موشک بازی کنند. دسیسه ابرویش را بالا داد و به فکر توطئه بود . کنجکاوی پرسید: غایب موشک چیه ؟ دیوانگی گفت من چشامو می بندم و تا صد میشمارم و شماها پنهان بشید و وقتی اولین نفر رو پیدا کردم اون جای منو میگیره و بازی ادامه پیدا میکنه . اشتیاق می رقصید و خوشی همراهی اش می کرد . خوشحالی بالا و پایین می پرید تا شک رو متقاعد کنه اما بی حسی برای شرکت تو این مسابقه اهمیت نمی داد . حقیقت ترجیح میداد پنهان نشه برای اینکه قرار نباشه تا آخر عمر همه دنبالش بگردن ! غرور گفت: چه بازی احمقانه ای . بازی شروع شد: اولین کسی که پنهان شد تنبلی بود و پشت اولین سنگی که پیدا کرد پنهان شد . ایمان به بهشت پرواز کرد و حسادت پشت سایه پیروزی پنهان شد که با تلاش از بالاترین درخت بالا رفته بود . سخاوت هر جایی برای پنهان شدن پیدا می‌کرد اونو برای دوستانش مناسبتر میدید . او دریاچه بلورین رو برای زیبایی گذاشت ، یک سوراخ توی درخت برام شرم پیدا کرد و وزش باد رو به آزادی داد . بالاخره سخاوت توی پرتوی نور خورشید پنهان شد .خودخواهی یک جای خیلی خوب و راحت برای خودش پیدا کرد . دروغ پشت یک رنگین کمان پنهان شد. عشق جایی برای پنهان شدن پیدا نکرد چون قبلا همه جاها رو یکی گرفته بود تا اینکه یک بوته گل لاله دید که اطرافش پر از خار بود و تصمیم گرفت بین لاله ها پنهان بشه . شمردن دیوانگی تمام شد و شروع کرد به گشتن . اولین کسی رو که پیدا کرد تنبلی بود بعد صدای ایمان رو شنید که داشت در بهشت با خدا حرف میزد . بخاطر بی احتیاطی حسادت جایی که پیروزی پنهان شده بود پیدا شد . خودخواهی پیدا نشد و خودش بیرون اومد . دیوانگی زیبایی رو کنار دریاچه پیدا کرد . بعد شک رو پیدا کرد که کنار پرچین ایستاده و نمی تونست تصمیم بگیره این طرف پرچین باشه یا اون طرف . استعداد توی چمنزار پنهان شده بود و دلتنگی توی یک دخمه تاریک . دروغ پشت رنگین کمان دروغ گفته بود و در اعماق اقیانوس پنهان شده بود . حتی فراموشی که یادش رفته بود داره غایب موشک بازی میکنه پیدا شد . فقط عشق پیدا نشده بود . دیوانگی همه جا رو گشت و وقتی داشت تسلیم می‌شد بوته گل لاله رو دید که اطرافش پر از خار بود . دیوانگی چوبی برداشت و شروع کرد به تکان دادن شاخه ها . یکدفعه صدای گریه دردناکی شنیده شد . خارها به چشم های عشق آسیب رسونده بودن . دیوانگی نمی دونست چطور عذرخواهی کنه . گریه کرد ، و طلب بخشش نمود و قول داد همیشه کنار عشق بمونه و همراهش باشه. از اون روز به بعد عشق کور شد و همیشه با دیوانگی همراهه
دنیا همون جاییست که خدا ما رو فرستاد تا ارزش های قلب مون رو معلوم کنه . و این دنیا گاهی برامون جهنم میشه گاهی بهشت ، بستگی به کردار مون داره . ولی باید یادمون باشه تمام زیبایی های عالم در لحظات سخت خلق میشه . تمام ایثار و بخشش و گذشت و فداکاری ها و زیبایی های دنیا در شرایط بحرانی خلق شده . اکنون که در این آزمایشگاه دنیا گرفتاریم ، ایمان مان ، قد و قواره مان و ارزش مان معلوم میشه ما برای چه زنده ایم ؟ ما زنده ایم تا توانایی هایمان را محقق سازیم ما اومدیم به این دنیا تا ارزش های درونی ما متجلی بشه و‌ زندگی ما در دنیا سراسر مبارزه است . مبارزه با خودمان ، با شیطان ، با مشکلات پیش رو و... برای پیروز شدن باید لیاقت مان را بیش‌تر کنیم‌ تا سختی ها کمتر بشه . باید روح خودمون رو رشد بدیم. باید صفات خدا رو در خودمون پررنگتر کنیم . صفاتی همچون بخشندگی ، مهربانی ، دانایی ، توانایی
لحظاتی بود که خنده و گریه را به هم پیوستم خندان گریستم لحظاتی که تنهایی و بی مهری بر وجودم چنگ انداخته بود و و رنج توان از قدم هایم می گرفت زمین خوردم به یادت برخواستم و‌ ادامه دادم لحظاتی که هیچ پناهی را نمی یافتم و هیچ همراهی نبود به تو پناه بردم لحظاتی که دلم را مملو مهرت و ذهنم را سرشار یادت کردم و آن زمان آرامش یافتم
The Israeli ambassador in Denmark is protesting against the publication of this video, which exposes them. Please publish it on the widest range.
دختر شیطان... محصول مشترک سینمای ایران و بالیوود
روزهای پایانی تدوین فیلم دختر شیطان محصول مشترک ایران و بالیوود هندوستان
ملاقات با یانگوم در سئول به دعوت ستاره بزرگ سینمای کره جنوبی امروز مهمان یانگوم بودیم . لی یونگ ا٬ که در ایران به یانگوم معروف است امروز پذیرای گروه ایرانی فیلم عاشقی در هانوی بود این بازیگر معروف کره جنوبی که برای بازی در فیلم عاشقی در هانوی محصول مشترک ایران و ویتنام دعوت شده با اینجانب گفتگو کرد و شرایط همکاری در این فیلم را بررسی کردیم یانگوم ضمن ابراز علاقه به مردم ایران اعلام کرد که فیلمنامه عاشقی در هانوی را دوست دارد و امیدوار است شرایط زمان فیلمبرداری اجازه دهد تا بتواند در این پروژه همکاری نماید . وی در حال حاضر مشغول بازی در یک فیلم چینی می باشد
اگه قراره تلاش کنی پس تا ته اش برو... وگر‌نه اصلا شروع نکن مهم نیست تا چه حد تو جاده اشتباه پیش رفتی؛ دور بزن، نرو ... بیست سال بعد، بابت کارهایی که نکرده ای بیشتر افسوس می خوری تا بابت کارهایی که کرده ای. پس تسلیم نشو، بگرد، آرزو کن، کشف کن و هر آنچه را انجام بده که دلت می خواهد ... و اینکه هیچوقت برای فهمیده شدن فریاد نزن! آن کس که تو را بفهمد؛ صدای سکوتت را بهتر می شنود!
تدوین دختر شیطان به نیمه رسید... ضبط شش ترانه هندی با صدای خواننده های سرشناس بالیوود برای دختر شیطان
دخترک جنگ زده سوری... کودکی ام را به من بازگردانید... لعنت به هر چه جنگ و ویرانی
دختر شیطان... محصول مشترک سینمای ایران و بالیوود هندوستان
دختر شیطان به دنبال رستگاریست ، شرط پذیرش توبه اش سجده به یک آدم بی گناه می باشد . پیش از این پدرش ابلیس به عزت خداوند قسم خورد همه فرزندان آدم را گمراه خواهد کرد
یادش بخیر... زمان چقدر سریع میگذره
next page →