golandamshahkar

#گل_اندام_شاهکار💦🏖🌶🔆

ترانه سرا📝 مجموعه ترانه (خواب من چپه ولی زن نیستم) انتشارات آنیما📍 🍭 استفاده از متن ها با ذکر نام ایرادی ندارد🍭

Loading...
خانم پارسای عزیزم بی نهایت از حمایتتون ممنونم🙏🏻❤️🌹 من هنوز اول راهم و .. خیلی راه نرفته پیش رو دارم... قطعا حمایت و پشتیبانی شما از من و ترانه هایم دلگرم و امیدوارم می کند و ادامه دادن این مسیر سخت رو برایم آسان می کند🙏🏻❤️ @niloufar_parsa
بی نهایت از حمایتتون ممنونم❤️🙏🏻🌹 @saeedpanter خواب من چپه ولی ... زن نیستم
همیشه وقتی غمگین بود میخندید... اصلا دلبری کردن تو ذاتش بود...🍁🍀🍃 #گل_اندام_شاهکار پ.ن:خوب ، اینم پیرو پست قبلی که گفته بودم جبران می کنم... دیگه گفتم از حالو هوای پاییز جا نمونم، امیدوارم هم عکس و هم دلنوشتم به دلتون بشینه🍭
نمیدونم چرا همش فکر می کنم زیر این عکسم باید یه حرف عمیقی بزنم ، یه چیزی بگم یا مثلا یه متن فول عاشقانه از این اشک در بیارا بنویسم... ولی حرفم نمیاد یه ساعته دارم به خودم فشار میارم بیادا ولی نمیاد ! دیگه گفتم سکوت کنم شاید بهتر باشه🤒 شما هم همینجوری عکسمو خالی خالی ببینین 🐥 ایشالا تو پست بعدی این کم کاریو جبران می کنم😂❤️
نمی تونم بگم که چقدر از حمایتتون خوشحالم ❤️❤️❤️🙏🏻🌹خیلی خیلی ممنونم از مهرتان🌹 @mehrnaazdabirzadeh ❤️ خواب من چپه ولی زن نیستم #مهرنازدبيرزاده #گل_اندام_شاهکار
نامه ایی به معشوق از دست رفتم: عزیزم سلام ... بدون مقدمه چینی میرم سر اصل مطلب... دیگه نمی تونم حرف نزنم...دیگه نمی تونم سکوت کنم دلم میخواد حرفای آخرمو با دقت بخونی، تکرارشون کنی ، دلم میخواد باورم کنی... میخوام بدونی من تمام چتامونو پاک کردم که دلم برات تنگ نشه... ویساتو پاک کردم که دیگه هیچ وقت صداتو نشنوم... عکساتو پاک کردم تا یه روزی فراموش بشی، نمی دونم چقدر منو فهمیدی... چه قدر منو شناختی... چقدر منو درک کردی ولی فکر می کنم این دم آخری باید یه توضیحی در مورد خودم بهت بدم... راستش من آدم منزوی و تنهایی نیستم، هیچ وقت نبودم فقط یه بار قبل از تو دوس داشتنو‌ تجربه کرده بودم... فقط یه بار قبل از تو با یکی دیگه احساس خوبی پیدا کرده بودم فقط یه بار قبل از تو! ولی دیگه خودم نخواستم ادامه بدم... ما به درد هم نمیخوردیم... به هزارو یک دلیل با هم آینده ایی نداشتیم برای همینم گذاشتم و رفتم... برای همیشه رفتم! دیگه داشتم همه چیو‌فراموش میکردم که تو سرو کلت پیدا شد و تعادل همه چیو بهم ریختی یه دفه،همه احساساتم رو دوباره تو من زنده کردی. تونستی بهم بفهمونی که هنوز زنده ام هنوز نفس میکشم... هنوز می تونم به کسی دل ببندم.... هنوزم می تونم دوباره عاشق شم... میدونی من همیشه فک میکردم آدمیم که دیگه دل نداره٫ آدمیم که عشق رو فراموش کرده ٫ ولی تو‌اومدی و همه چی رو تو من عوض کردی همه چیو خراب کردی با بچه بازیام ساختی بزرگی کردی و منو به خودت وابسته کردی و گذاشتی رفتی... نمی دونم کجا نمیدونم چرا ولی خوب رفتی. ولی میخوام بدونی من هنوزم دلم برات تنگ میشه هنوزم هواتو می کنم هنوزم بی هوا صدات می کنم... هنوزم همه ی آدما رو با خودت مقایسه می کنم ولی دیگه بسه! دیگه نمیخوام اینجوری باشم!!! دیگه خسته شدم!!! اینارو هیچ وقت بهت نگفتم... چون فک کردم شاید همه چی تغییر کنه... شاید از یادم بری... شاید فراموشت کنم،ولی نشد نمی دونم چرا ، نشد نمی خوام فکاری عجیب غریب کنی حتی دیگه نمیخوام برگردی دیگه نمیخوام ببینمت دارم اینارو برات می نویسم که با خیال راحت دیگه بهت فکر نکنم، که فراموشت کنم میخوام همه چی برای خودم تموم شه !راحت بگم جانم میخوام وقتی این نامرو میخونی باورت بشه که‌ برای رفتنم جون کندم ولی دل و جراتشو پیدا کردم... میبینی ..؟ دل و جرات پیدا کردم! نمیخوام سرتو درد بیارم ولی یه چیزه دیگه هم بگمو برم اینارو برات نوشتم، که بفهمی راحت تو خصوصی ترین ثانیه های زندگیم نیومدی که راحت بزاری بری ولی رفتی! بدون خدافظی !خداحافظ جانم! #گل_اندام_شاهکار #بزرگترين_تيم_عكاسى_ايران
از حمایت و اعتمادتون بی نهایت ممنونم🙏🏻❤️🦋 قطعا آشنایی با گروه شما یکی از بهترین اتفاق‌های زندگیم بوده و هست❤️ WWW.musicepars.com @musicepars #موسیقی_پارس
مراکز ثابت فروش مجموعه ترانه ( خواب من چپه ولی زن نیستم) در تهران و کرج: کتاب فروشی داروگ: خیابان کریم خان -زیر پل کریم خان - بین ایرانشهر و ماهشهر پلاک ۱۳۲ مراکز تبادل کتاب: چهار راه ولیعصر- ابتدای خیابان برادران مظفر شمالی کتاب سرای فصل پنجم: خیابان انقلاب - بین ۱۲ فروردین و فخر رازی-پاساژ فروزنده - طبقه ی منفی یک کتاب فروشی پرستو: میدان انقلاب - روبروی سینما بهمن- پاساژ اندیشه- پلاک b4 کتاب فروشی فانوس: خیابان انقلاب بین ۱۲ فروردین و فخر رازی-پاساژ فروزنده طبقه ی منفی ۲ کتاب فروشی نیماژ : خیابان شریعتی - پایین تر از تقاطع دولت-روبروی مسجد جامع قلهک کتاب فروشی پاراگراف: کرج - نرسیده به سه راه گوهردشت-کوی کارمندان شمالی-خیابان انقلاب-بین پنجم و ششم-روبروی باغ فاتح ارسال پستی به سراسر کشور: فروشگاه اینترنتی آروین بوک @Arvin_book.ir @hamedebrahimpoor @aanima_pub ❤️ #گل_اندام_شاهکار
دوستان عزیزم کتاب ترانه (خواب من چپه ولی زن نیستم ) منتشر شد❤️📝 و به زودی مراکز فروش رو اعلام می کنم.📚📍 پ.ن: از استاد عزیزم جناب آقای حامد ابراهیم پور به خاطر زحماتشان ممنونم💞📝 @hamedebrahimpoor @aanima_pub #گل_اندام_شاهکار
افتتاحیه هفدهمین جشنواره ی بین المللی عروسکی 🍓 گلاله جانم خسته نباشی🦄 😘😘😘😘😘 @golaleh.shahkar @marziehbaroumand #هفدهمین_جشنواره_نمایش_عروسکی
دوباره فکر و خیالت مثله خوره افتاده به جونم، هر روز دلم میخواد نمک رو زخمم بپاشم، هر روز دلم میخواد جای خالیتو بیشتر حس کنم و بیشتر داد بزنم، دلم میخواد هیچ وقت یادم نره که چه طور از دست دادمت، دلم میخواد هیچ وقت فراموش نکنم که چطور رفتی و داغت برای همیشه رو دلم موند، با خودم فکر می کنم تا حالا با تو کجا ها رفتم؟ کجا ها نرفتم؟ دارم فکر می کنم اصلا اولین بار کجا دیدمت؟ اولین حرفی که بهم زدی چه مزه ایی بود؟ سعی می کنم صدای خنده هاتو بشنوم... گرمای دستت رو حس کنم... ولی بی فایدس... نمیشه ، هر روز کارم شده جاهایی رو‌میرم که تا حالا با تو نرفتم.... کارایی رو می کنم که با تو نکردم... میخوام تصور کنم که اگه تو کنارم بودی چقدر حالو روزم فرق می کرد... چقدر همه چی خوشرنگ تر میشد.... تو کوچه هایی پا میذارم که هیج وقت با تو قدم نزدم... لباس هایی رو‌ میپوشم که هیچ وقت برای تو نپوشیدم... به خودم عطریو میزنم که هیچ وقت فرصت نکردی برام بخری... ینی خودم این فرصت رو از جفتمون گرفتم... خودم با دست خودم یه رابطه ی نیمه جونو کشتم، له کردمش... آهنگ هایی رو گوش می کنم که هیچ وقت کنار تو گوش نکردم... با خودم حرفایی رو زمزمه می کنم که هیچ وقت فرصت نشد بهت بگم... حالو روزم بده، تاریکه تلخه... ولی می دونی بد ترین قسمتش کجاس؟ اونجاییه که وقتی دارم بدون تو جون می کنم، وقتی دارم زندگی رو بدون تو مزه مزه می کنم، تا بهش عادت کنم... می دونم که تو داری زندگیتو می کنی، میدونم که حالت خوبه ، میدونم که اصلا یه ثانیه هم دلتنگ من نمیشی... همه ی اینارو از راه دور حس می کنم... از همینجایی که الان هستم، تا جایی که تو هستی و‌‌ من نمی دونم کجاس، از همین فاصله حس می کنم... ولی کاری از دستم بر نمیاد... میبینی دارم دیوونه میشم. ینی خودم میخوام دیوونه باشم. یادمه یه روزی یه جایی خونده بودم که میگفت همیشه آخر همه چیز خوبه، اگه الان خوب نیس ینی هنوز آخرش نرسیده... میگم ... شاید قصه ی منو تو هم تموم نشده، شاید برگشتی... مگه نه؟ #گل_اندام_شاهکار #بزرگترين_تيم_عكاسى_ايران #pic #aks_matn #aksine
تمام مدتی که داشتم می کشیدمش... با خودم میگفتم باید شبیهش بشه... باید وقتی آخرش به نقاشیم نگاه می کنم یادش بی افتم... با خودم گفتم اصلا مگه میشه شبیهش نشه٫ نمی دونم چند ساعت طول کشید... ولی تمومش کردم.... زل زدم بهش... نگاهش کردم هنوز شک‌داشتم، رفتم عقب از دور بهش خیره شدم، آره خودش بود... خودش بود که تو بارون قدم میزد... می‌تونستم صدای قدم هاشو بشنوم. 🌂 پ.ن: این نقاشی رو با تمام وجودم کشیدم.... با تمام قدرتم روی بوم رنگ زدم، با هر قلمی که زدم، یه تیکه از وجودم رو برای همیشه توی نقاشی جا گذاشتم. #❤️ #گل_اندام_شاهکار
دوباره دیدمش... بعد چن سال... یادمه قبل رفتنش گفت این زندگی به من نمیسازه... گفت این زندگی‌برای من نیست... اندازه ی تنم نیس... اون موقه نفهمیدم منظورش چیه... نمیخواستم جلوی روش بزنم زیر گریه باید خودمو کنترل می کردم زشت بود...پس تکلیف غرورم چی میشید؟؟؟ برای همین خیلی آروم جوری که بغضم وسط حرفم نپره و همه چیو لو‌ بده گفتم مگه اون بیرون چه خبره؟ فک می کنی چی منتظرته؟؟؟ برو دنیارو بگرد برو آدما رو ببین... اگه کسیو پیدا کردی که بیشتر از من دوست داشت پیشش بمون،،من حرفی ندارم... یادمه خودم درو براش باز کردم خودم با دستای لعنتیه خودم ساکشو گذاشتم تو ماشین... یادمه حتی پشت سرش آب هم نریختم با خودم گفتم برمیگرده... حتما برمیگرده... نیازی ندیدم که آب بریزم! اصلا مگه میشه بر نگرده! همیشه پیش بینیام درست در میومد... ولی خوب ایندفه همه چی یه جور دیگه شد ... بگذریم... امروز بعد از نمی دونم چن سال... دوباره دیدمش ،از دور ... یواشکی... کنار یکی به جز خودم نشسته بود، اولش فک کردم دارم اشتباه می بینم چند ثانیه طول کشید تا باورم بشه، آره خودش بود، خوشحال بود، با صدای بلند میخندید، یه جوری که دلم برای خنده هاش ضعف میرفت... حرف میزد، دیگه مثل روزایی که با من بود سکوت نمی کرد... عوض شده بود! مهربون تر شده بود... خوشگل تر شده بود! موهاشو رنگ کرده بود... نگاهش کردم!خوب نگاهش کردم... راست میگفت زندگی بدون من بهش ساخته بود،حق داشت که بذاره بره. تا دیروز دلم میخواست برگرده... برگرده ازش بپرسم چی شد که فک کردی به درد هم نمیخوریم... بعد منتظر میشدم که بهونه تراشی کنه... دلیل بیاره... بی منطق حرف بزنه... گریه کنه ... بعد من حرفای بی منطقشو قبول کنم و بذارم پیشم بمونه... منت سرش بذارم و قبولش کنم... بعد بگم عشق ینی همین... بگم دیدی خبری نبود... بهش بگم تو فقط برای خودمی... اونم پشیمون و سر افکنده بشه‌ و‌ منو همینجوری که هستم دوست داشته باشه. تا همین دیروز فک می کردم بلاخره بر میگرده... ولی امروز فهمیدم دیگه هیچ وقت بر نمیگرده... ولی خودمونیما... خیلی عوض شده بود...، #گل_اندام_شاهکار @__sooroosh #بزرگترين_تيم_عكاسى_ايران #story #matn_ #pic
برگشتم به کوچه ایی که سال ها پیش ازش گذشتم به خونه ایی که سال ها پیش ازش دور شدم... آنقدر دور که همه چیزو یادم بره... به خیالم همه ی خاطراتمون رو پشت در گذاشتم و رفتم نمی دونستم که خاطراتمون همه جا باهام میان... توی خونه ی جدیدم... توی اتاق خوابم ... توی آشپزخونه وقتی فقط دارم برای خودم چایی میریزم... وقتی تنهایی پشت پنجره ی بسته میشینم و‌ بیرون رو‌نگاه می کنم و‌با خودم فکر می کنم اگر تو بودی حتما پنجره را تا ته باز می کردی که نور بریزه تو خونه منم حتما دو استکان چای میریختم ... میومدم کنارت مینشستم. ... بعد تو یه موزیک شاد میذاشتی که حال و هوامون بهتر شه... که من بخندم... ولی من انگار تو حال خودم نبودم... کنارت بودم ولی فکرم پیشت نبود... با خودم فکر می کنم اگر الان‌ بودی قطعا همه چیز فرق می کرد... همه چیز رنگ و بوی زندگی میگرفت... و من چه قدر ساده بودم که همه چیز رو تنهایی میخواستم... همه چیز رو بدون تو میخواستم. من رو ببخش عزیزم... برگشتم، اما خیلی دیر، تو دیگه خونه نبودی که در رو برام باز کنی. #گل_اندام_شاهکار #بزرگترين_تيم_عكاسى_ايران #story #matn_
next page →