sajjad_fallahi60

sajjad_fallahi

Loading...
آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو...توکجایی پدرم...؟! آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو...بسکه دلتنگ توام، از سرشب تا حالا...آنقدر بوسه به تصویرتو دادم که نگو...جان من حرف بزن! امر بفرما پدرم. آنقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو...کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهایست آنقدر بی تو در این شهر غریبم که نگو...پدر ای یاد تو آرامش من...! امشب از کوچه ی دلتنگی من میگذری؟! جان من زود بیا بغلم کن پدرم...! آنقدر حسرت آغوش تو دارم که نگو ...به خدا دلتنگم! روبه رویم بنشینی کافیست همه دنیا به کنار..‌.گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم آنقدر خاک کف پای تو هستم که نگو..‌.یادت گرامی ، روحت شاد